مقدمه:
مواد غذايي محيط هاي بسيار مناسبي براي رشد انواع ميکروب ها، انگل ها و حشرات مي باشند و بديهي است که در معرض فساد و بيماريزايي قرار دارند (کريم، 1382). در حال حاضر فساد و مسموميت هاي ناشي از مصرف غذاهاي آلوده ساليانه زيان هاي مالي و جاني بسياري را بر جوامع انساني وارد مي سازد. به عنوان مثال هزين? هر مورد از موارد ابتلاء به اسهال نوزادان حداقل پنجاه دلار برآورد شده است که در سطح جهان هزينه اي که در اين رابطه بااين بيماري در همان سال مصرف شده به پنجاه ميليارد دلار مي رسد (ابراهيمي محمدي، 1388). زيان هاي ناشي از مسموميت هاي غذايي را اگر به اختصار بيان کنيم عبارتند از هزينه هاي پزشک، بستري شدن، درمان، درمان هاي حمايتي، هزينه هاي ناشي از حذف غذاهاي آلوده، کنترل محصولات، پژوهش در اين زمينه و پيگيري آن، کاهش سرمايه، کاهش ارزش صادرات، کاهش توليد، کاهش درآمد توريسم و نظير آن ها (رضويلر، 1381). موارد مذکور وقتي که با کمبود مواد غذايي در جوامع غير صنعتي همراه شود، بيشتر نمود پيدا مي کند. با توجه به افزايش روزافزون افراد بشري و نيز با در نظر داشتن اين موضوع که سلامت جسمي در گروي تغذي? صحيح و اصولي مي باشد، نياز به حفظ منابع موجود غذايي در حد امکان بيشتر مي شود (Varnam,1991).
امروزه استفاده از غذاهاي آماده و نيمه آماده در فروشگاه هاي مواد غذايي، رستوران ها و اغذيه فروشي ها به صورت گرم و سرد رو به افزايش گذاشته است. در اين بين گوشت قرمز فراورده ايست که مصارف زيادي به صورت مصرف مستقيم در منازل، رستوران ها، کبابي ها، در تهي? انواع فراورده هاي گوشتي نظير همبرگر، سوسيس و کالباس، کلوچه هاي گوشتي و…. دارد که با توجه به مصرف زياد اين ماد? غذايي توجه به کيفيت، سلامت و بهداشت آن بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته است و در اين راستا توصيه ها و دستورالعمل هاي زيادي به منطور ارزيابي و کنترل بهداشتي اين ماده از توليد تا مصرف ارائه شده است.
توجه به اين نکته که با وجود پيشرفت علوم و صنايع غذايي، بيماريهاي ناشي از غذا به عنوان مهمترين مسئله در جهان باقي مانده است و اينکه در سراسر جهان صدها ميليون انسان به بيماريهاي قابل انتقال از طريق غذا و آب مبتلا مي شوند، دقت در ارزيابي ها را بيشتر نمايان مي سازد. اين مسئله در كشورهاي در حال توسعه و در ميان افرادي كه به ضعف سيستم ايمني و يا سوء تغذيه مبتلا هستند در حال افزايش است. نکت? قابل تأمل اين است که در حين دهه گذشته، افزايش قابل توجهي در گزارش بيماري هاي ناشي از غذاهاي آلوده وجود داشته است. يكي از روش هاي اجتناب از آلودگي، عرضه مواد غذايي به صورت بسته بندي است. امروزه در اكثر كشور هاي صنعتي مواد غذايي پروتئيني، لبني، سبزيجات و ميوه جات و بسياري از مواد غذايي ديگر خام و پخته شده جهت حفظ سلامتي مردم به صورت بسته بندي عرضه مي گردد. متأسفانه در كشور ما هنوز بسياري از مواد غذايي و از جمله گوشت به صورت سنتي تهيه و عرضه مي گردد. البته لازم به ذکر است که با وجود گسترش زندگي صنعتي همزمان با رشد تکنولوژي و توسعه مراکز تهيه مواد غذايي، که رواج غذاهاي بسته بندي شده و آماده مصرف و توسعه صادرات و واردات آن ها در سطح بين المللي را به دنبال داشته است، اين گونه تسهيلات با وجود اين که توانستند در سطح وسيعي مسئله تقاضاي روز افزون مواد غذايي را پاسخگو باشند، ولي خود مسائل جديد از قبيل گسترش همه گيري مسمويت هاي غذايي را به دنبال داشته است. از طرفي ديگر با افزايش جمعيت انساني در سطح جهان روبه رو هستيم ( سلطان دلال، م. و همکاران، 1386).
در ميان باكتري هاي بيماريزا گونه هاي سالمونلا در ارتباط با شيوع در محدوده گوناگوني از غذاها شامل ماهي، لبنيات، سبزيجات، گوشت و فرآورده هاي گوشتي بوده اند. مطالعات انجام شده نشان داده كه فراواني آلودگي گوشت به سالمونلا در كشورهاي مختلف متفاوت است. آلودگي مواد غذايي با اين پاتوژن ممكن است در مراحل مختلف زنجيره غذايي شامل توليد، فرآوري، توزيع، خرده فروشي ها و دست زدن يا آماده نمودن ايجاد شودطبق بررسي هاي به عمل آمده تعداد افراد مبتلا به بيماري سالمونلوز در طول يکسال در ايالات متحده حدود 2 ميليون نفر تخمين زده مي شود. عمدتاً پذيرفته شده که سالمونلوز از طريق خوردن مواد آلوده منتقل مي شود.
امروزه سالمونلا با بيش از 2600 سرووار يکي از شايع ترين علت هاي مسموميت در جهان است. باعث بروز بيماري در بسياري از افراد در طول سال مي شود و اکنون سال هاست که سالمونلوزيس در بسياري از کشورها تحت کنترل است و به نظر مي رسد اين ميکروب مسئله اي عليه عموم بوده باشد. مرگ و مير ناشي از اين ميکروب کمتر از بقي? بيماري هاي منتقله از راه غذاست، ولي شيوع بالايي دارد.
اين باکتري معمولاً لول? گوارش و و دستگاه لنفاوي را درگير مي کند و در صورت عدم درمان فوري حتي ممکن است به مرگ منتهي شود. هم? افراد در معرض خطر آلودگي هستند، ولي افراد پير، کودکان و کساني که نقص سيستم ايمني دارند بيشتر در معرض خطر هستند. همچنين در مناطقي که از نظر بهداشتي، اقتصادي و اجتماعي پايين هستند، شايع تر است.
شناسايي سالمونلا در گوشت و بسياري از مواد غذايي به طور معمول از طريق کشت ميکروبي انجام مي شود. اما اين روش ها زمان برند. و دقت و حساسيت کافي ندارند. برخي از آزمون هاي سرولوژيکي نيز مورد استفاده دارند. اما آن ها نيز محدوديت هاي خاص خود را دارند.
با توجه به مطالب فوق و ذکر و مخاطراتي که سالمونلوز از نظر بهداشت عمومي و بيماريهاي مشترک بين انسان و دام دارد عنوان پايان نامه حاضر جهت بررسي اين مسئله انتخاب شده است. چنانچه اهداف اين تحقيق آن بود که با استفاده از آغازگرهاي اختصاصي و با کمک روش Multiplex-PCR تشخيص سريع باکتري سالمونلا که حاوي ژن invA به عنوان عامل حدت مي باشد، در گوشت گاو تازه توزيع شده در سطح فروشگاه هاي گوشت شهرستان سنندج مورد بررسي قرار گرفت و بدينسان درصد آلودگي گوشت تاز? گاو به باکتري سالمونلا به روش مذکور مشخص گرديد. همچنين با استفاده از تشخيص پرايمرهاي اختصاصي flic و Prot6E جدا سازي گونه هاي سالمونلا تايفي موريوم(Salmonella typhimorium) و سالمونلا انتريتيديس (Salmonella enetritidis) اعمال شد و درصد آلودگي به اين ميکروارگانيسم هاي بيماريزا مشخص گرديد. باشد که به دنبال پژوهشهاي فراواني که تا کنون انجام گرفته، اين پايان نامه نيز بتواند به عنوان قدمي هر چند کوچک در تحقيقات گسترده تري که در آينده و در اين رابطه انجام مي پذيريد مفيد و موثر واقع گردد.
فصل دوم پيشينه تحقيق
1-2 خانواده انتروباکترياسه1
1-1-2 مقدمه:
خانواده انتروباکترياسه، بزرگ ترين و نامتجانس ترين مجموعه از مهم ترين باسيل هاي گرم منفي را تشکيل مي دهد (موري، 1371). انتروباکترياسه ها در طبيعت بسيار فراوان هستند. در روده حيوانات (مخصوصاً پستانداران)، روده انسان، خاک، آب، غبار هوا و گاهي برخي فرآورده هاي غذايي و سبزيجات آلوده نيز وجود دارند(همتي، 1370).
آلودگي آب به مدفوع از طريق اثبات حضور اشرشيا کولاي2 که زيستگاه طبيعي آن روده است مشخص مي گردد.گونه هاي کلسيلا3 شامل کلسيلا پنومونيه4، انتروباکتر5 و سيتروباکتر6، از سبزيجات، خاک اره و بستر اسب ها جدا شده اند (کارتر و وايس، 2004). تعدادي از اعضاي اين خانواده(نظير شيگلا7 ، سالمونلا8 و يرسينيا9) هميشه به همراه بيماري هاي انساني مشاهده مي شوند، در حالي که عده اي ديگر (نظير اشرشيا کولاي، کلبسيلا پنومونيه و پروتئوس ميرابيليس10) علاوه بر اين که در حالت فيزيولوژيک در فلور طبيعي يافت مي شوند، قادر به ايجاد عفونت هاي فرصت طلب11 نيز مي باشند (موري، 1371). بعضي از آن ها جزء فلور معمولي روده نمي باشند مثل سالمونلا و شيگلا. يعني چنان چه از کشت مدفوع به دست آيند دليل بر بيماري و يا ناقل بودن شخص خواهد بود (همتي، 1370). باکتري هاي روده اي مسئول اغلب عفونت هاي بيمارستاني مي باشند (رحيمي، 1386).
در اين خانواده مهم ترين عوامل بيماري هاي گوارشي از قبيل عامل تب تيفوئيد12 و ديسانتري باسيلي وجود دارد (رحيمي، 1386).
2-1-2طبقه بندي:
تمايز و تعيين صفات انتروباکترياسه ها بر پايه انواع واکنش هاي بيوشيميايي، کشت و ساختار آنتي ژني استوار است. انتروباکترياسه ها با اين روش هاي معمولي بيش از ساير باکتري ها شناخته شده اند. تمايز دقيق بين گونه هاي انتروباکترياسه امکان پذير نيست و گاهي مشخص کردن سويه هاي حد واسط دشوار مي باشد. ناکافي بودن ملاک هاي تمايزي معمول به عنوان اساس رده بندي رسمي در اين خانواده به چشم مي خورد. امروزه معلوم گرديده که انتروباکترياسه ها را مي توان فراتر از رده و جنس و گونه تقسيم بندي کرد و اين تقسيم بندي فراتر بر اساس روابط ژنتيکي به ويژه ترکيب ژن هاي کروموزومي بين گونه ها انجام مي گيرد (گلباز جباري، 1375).
تا سال 1972 تنها 26 گونه در اين خانواده نام گذاري شده بود در صورتي که در حال حاضر بيش از 28 جنس و 86 گونه در اين خانواده وجود دارد و 11 دسته13 ديگر نيز به عنوان گروه هاي روده اي وابسته ذکر مي شوند که براي نام گذاري احتياج به بررسي بيشتري دارند. خوشبختانه تنها 25 گونه از باکتري هاي خانواده انتروباکترياسه پاتوژن هاي مهمي براي انسان و حيوانات بوده و از نمونه هاي مرضي جدا مي شوند. گونه هاي ديگر به ندرت از انسان گزارش شده اند (زهرائي صالحي، 1378؛ شيمي، 1376).
بيشتر عفونت هاي باليني مربوط به چند جنس معدود است که عبارتند از: اشرشيا کولاي، پروتئوس، کلبسيلا، سالمونلا، شيگلا، يرسينيا و انتروباکتر. 72 گونه ديگر فقط 1 تا 2 درصد از موارد باليني را شامل شده اند (رحيمي، 1386؛ جاکليک و همکاران، 2003).
3-1-2مورفولوژي:
باکتري هاي خانواده انتروباکترياسه، باسيل هاي گرم منفي با اندازه متوسط (6-1 ? 1-3/0 ميکرومتر) و فاقد هاگ مي باشند. برخي از اين باکتري ها داراي تاژک از نوع اطرافي14 بوده و در نتيجه متحرک مي باشند، در صورتي که برخي ديگر نظير شيگلا و کلبسيلا فاقد تاژک و غيرمتحرک اند. البته گونه تاتوملاپتيسئوس15 برخلاف باکتري هاي متحرک اين خانواده به وسيله تاژک هاي جانبي يا قطبي و تحت قطبي حرکت مي کند. برخي از گونه ها داراي فيمبريه يا پيلي مي باشند که باعث بروز خصوصيات جديد در اين گونه ها از جمله خاصيت چسبندگي و اتصال به گلبول هاي قرمز و مخاط روده ميزبان مي گردد. همچنين برخي از باکتري هاي اين خانواده داراي لايه لعابي به نام کپسول هستند که اين ساختمان بيروني در کلبسيلا مشخص تر است (زهرائي صالحي، 1378؛ شيمي، 1376). در برخي مانند اشرشيا کولاي به صورت يک لايه نازک مي باشد و در برخي ديگر وجود ندارد (همتي، 1370). ديواره سلولي از مورئين16، ليپوپروتئين، فسفوليپيد و ليپوپلي ساکاريدها تشکيل شده که به صورت لايه هايي بر روي يکديگر قرار گرفته اند. قسمت ليپوپلي ساکاريدي حاوي زنجيره هاي جانبي اختصاصي پلي ساکاريدي است که صفات آنتي ژني گونه هاي مختلف را تعيين و همچنين داراي فعاليت آندوتوکسيني است (جاکليک و همکاران، 2003).
4-1-2خواص کشت:
همه باکتري هاي اين خانواده در شرايط هوازي و بيهوازي رشد کرده و به اصطلاح بيهوازي اختياري هستند (زهرا صالحي، 1378). بافت ها، مدفوع، بخشي از روده، ادرار، شير، خون و ساير نمونه هاي باليتي جهت کشت مورد استفاده قرار مي گيرند (کارتر و وايس، 2004).
تمامي آن ها روي محيط معمولي ژلوز و آبگوشت مغذي به خوبي رشد مي کنند. در محيط آبگوشت مغذي به طور کلي بعد از 24 ساعت کدورت يکنواخت ايجاد مي کنند، طوري که اگر لوله کشت را تکان دهيم، منظره خاصي را مشاهده خواهيم کرد (همتي، 1370).
در محيط هاي غير اختصاصي مثل اگار خون دار يا اگارانفوزيون تمامي آن ها در شکل کلوني هاي مرطوب، خاکستري و صاف ظاهر مي شوند، لذا گونه هاي مختلف تفکيک نيستند. گاهي تغيير شکل کلوني ها از فرم S به فرم R ديده مي شود و کلوني هاي مربوط به برخي سوش ها هموليز بتا ايجاد مي کنند (جا کليک و همکاران، 2003).
باکتري هاي خانواده انتروباکترياسه در سطح وسيعي از درجه حرارت رشد مي کنند ولي درجه حرارت مناسب اکثر آن ها 37 درجه سانتي گراد مي باشد (زهرا صالحي، 1378).
در موارديکه انتروباکترياسه ها بايد از نمونه هاي آلوده جدا شوند از محيط هاي انتخابي استفاده
مي شود. در اين محيط ها مهار کننده هايي مثل نمک هاي صفر اوي يا رنگ هايي مانند ائوزين، متيلن بلو.
بريليات ستگسرين افزوده شده است که از رشد باکترهاي گرم مثيت جلوگيري مي کند. از اين
محيط هاي انتخابي کشت اکار مک کانکي، اکاردراکسيکسولات و محيط کشت EMB قابل ذکر هستند.
در محيط هاي کشت EMB و مک کانکي، معروف هاي زنگي و جند قند قابل تخمير مانند لاکتوز اضافه شده است، لذا در اين محيط ها، جرم هايي که قدرت تخمير لاکتوز را دارند کلوني هايي به رنگ قرمز ايجاد مي کنند. به همين علت به اين محيط ها، محيط هاي کشت افتراقي نيز گفتهمي شود. اعضاي جنس آنتروباکتر، اشرشياکولاي و اغلب گونه هاي جنس کلبسيلا حاوي کلوني هاي تخمير کننده لاکتوز هستند اما پاتوژن روده اي مانند سالمونلا و شگيلا تخمير لاکتوز را نداند و در شکل کلوني هاي بي رنگ مشاهده مي شوند.
باکتري هاي جنس سالمونلا و شگيلا در برابر تاثير مهارکنندگي سيترات (نسبت به بقيه اعضاي خانواده) مقاوم تر هستند، از اين ويژگي ها در طراحي محيط هاي کشت و انتخابي ديگري استفاده شده است.
محيط کشت اگار سالمونلا- شگيلا (SSآگار) که حاوي سيترات و نمک هاي صفراوي است و براي جداسازي پاتوژن هاي روده اي استفاده مي شود و محيط هاي کشت بريليات گرين (BG) و يا ييسموتسولفيت (BS) که قدرت انتخاب بالايي براي جدا سازي سالمونلا دارند (رحيمي، 1386).
5-1-2خواص شيميايي:
بعد از مشاهده نوع و تعداد پرگنه ها بر روي محيط کشت، چند تا از آن ها به داخل محيط آگار سه قندي آهن دار (TSI)، تلفيج مي شوند. اين محيط جهت مشخص نمودن تخمير لاکتوز، ساکارز، گلوکز و توليد H2S و گاز مورد استفاده قرار مي گيرد. آزمايشات مورد استفاده جهت تشخيص، واکنش هاي IMViC، اندول، ميتل رد، وژسپروسکوتر (استيل- ميتلکاربينول) و مصرف سيترات است (کارتر و وايس، 2004).
به طور کلي اعضاي خانواده آنتروباکترياسه داراي خواص عمومي مي باشند:
1. تمامي باکتري هاي اين خانواده به استثناي جنس شيگلا و کلبسيلا متحرک اند.
2. تمامي باکتري هاي اين خانواده به استثناي گونه گزنورابدوس، نيترات را به نيتريت احياء مي کنند.
3. آزمايش اکسيد از تمامي جنس هاي اين خانواده منفي است.
4. آزمايش کاتالازاکتر باکتري هاي اين خانواده مثبت مي باشد (زهرا صالحي، 1378).
روش هاي آزمايشگاهي زير جهت مشخص نمودن آنتي ژن هاي فيمبريه و آنتروتوکين ها مورد آزمايش آگلوتيناسيون بر روي لازم.
1. اثبات آنتي ژن هاي فيمبريه با استفاده از آزمايش اگلوتيناسيونلانکسي و آنتي سرم هاي اختصاصي در آزمايش آگلوتيناسيون بر روي لام.
2. الايزا جهت تشخيص آنتي ژن فيمبريه اي در عصاره مدفوع.
3. آزمايش آنتي ژن هاي درخشان جهت تشخيص فيمبريه در گسترش تهيه شده از محافظ ايلتوم.
4. الايزا با استفاده از آنتي بادي هاي تک بينايجهت تشخيص توکسين هاي ST و LT.
5. ردياب هاي DNA جهت مشخص نمودن ژن هاي کد کننده توکسين هاي ST و LT (کارتر و وايس، 2004).
6-1-2خواص آنتي ژني:
در ساختمان آنتي ژن باکتري اين خانواده بيش از 150 نوع آنتي ژن سوماتيک O و 100 نوع آنتي- ژن کپسوليK و بيش از 50 نوع آنتي ژن فلازلار H وجود دارد که نشانه پيچيدگي ساختمان آن ها مي باشد (جاوتز، 1376) و به ويژه در مورد بيماري زا هاي روده اي جنس هاي سالمونلا و شيگلا صادق است (جا کليک و همکاران، 2003).
1-6-1-2آنتي ژن هاي سوماتيک:
آنتي ژن هاي سوماتيک مربوط به شاخه هاي جانبي ساختمان ليپويلي ساکاريد هستند. به اين آنتي ژن هاي سوماتيک، آنتي ژن هاي O نيز گفته مي شود (رحيمي، 1386). آنتي ژن O همان اندوتوکسين باکتري هاي گرم منفي است (همتي، 1370). هر مولکولي ليپويليساکاريد به لحاظ داشتن خاصيت سمي، در حدت جرم اهميت دارد و علاوه بر اين پايداري جرم را در ميزبان افزايش مي دهد و آن ها را در مقابل قدرت کشندگي سيستم کمپلمان محافظت مي نمايد (جا کليک و همکاران، 2003).
آنتي بادي هاي مربوط به آنتي ژن هاي O، به طور کلي ايمنوگلوبولين M بوده و منجر به آگلوتيناسيون به صورت توده هاي گرانولر مي شود (جاوتز، 1376). اخيرا با هيپرايمونيزه کردن اسب توانسته اند آنتي LPS را تهيه نمايند. اين سرم قادر است روي اندوتوکسين هاي سالمونلا تيفيموريوم، سالمونلا تيفي، شيگلاها، کليسيلاها، آنتروباککترها، اشرشياکولاي، پرويدانسيا و پودوموناس تاثير نمايد (همتي، 1370).
2-6-1-2آنتي ژن هاي فلازلي:
آنتي ژن هاي فلازلي به نام آنتي ژن هاي H ساخته مي شوند (رحيمي، 1386). اين آنتي ژن ها در تمام باکتري هاي متحرک و فلازل دار وجود دارند، خواه در فاز S باشند خواه در فاز R. آنتي ژن هاي H ازجنس مواد پروتئيني به نام فلازلين (نظير ميوزين در عضلات) مي باشند. به همين جهت نسبت به حرارت مقام نبوده و در حرارت 100 درجه سانتي گراد به مدت 2 ساعت از بين مي روند. همچنين الکل، اسيدفتيک و آنزيم پروتنوليتيک برآن ها تاثير مي نمايند ولي نسبت به فرمل 5/0 درصد مقاوم مي باشند (همتي، 1370). مثل آنتي ژن هاي کپسولي، آنتي ژن هاي H اختصاصي نيز در بيماري زايي نقش دارند (جاوتز، 1376).
تعيين کردن تيپ سرولوژيک آنتي ژن هاي فلازني، پايه اي براي شناسايي تيپ در آنتي ژن هاي سالمونلا است (جا کليک و همکاران 2003). آنتي ژن هاي مربوط به آنتي ژن هاي H عمدتاً ايمنوگلوبولين هاي G مي باشند (جاوتز، 1376).
3-6-1-2آنتي ژن هاي کپسول:
پلي ساکاريد هاي کپسولي تحت عنوان آنتي ژن K شناخته مي شوند. در اشيرشياکولاي برخي از اين آنتي ژن هاي کپسولي از جنس پروتئين هستند مثال چنين آنتي زن هايي، فيمبريه K و K و آنتي ژن هاي فاکتور هاي کلونيزان مي باشند که از سوتين هاي بيماري زاي انساني جدا شده اند (رحيمي، 1386؛ جا کليک و همکاران، 2003). اين آنتي ژن ها نسبت به حرارت حساس بوده و ممکن است در شناسايي آنتي ژن o اشکال ايجاد نمايند و مانع آگلوتيناسيون آنتي ژن O شوند (موري، 1371؛ همتي، 1371) زيرا در برخي گونه هاي آنتروباکترياسه در خارج آنتي ژن O قرار دارند. در اين حالت براي از ميان برداشتن آنتي ژن O اختصاصي هستند نسبت به ساير باکتري هاي اين خانواده از ويرولانس بيشتري برخودارند (نظير اشرشياکولايK1 و منتژيت نوزادان) (جاوتز، 1376؛ موري، 1371).
7-1-2ژنتيک:
مطالعاتي که بر روي اين جرم ها انجام شده نشان داده است که اطلاعات ژنتيک در ميان
جنس هايي با قرابت نزديک به هم و يا جنس خايي دور از هم انجام مي شود. اين انتقال اطلاعات به وسيله ترانس- داکسيون و کونزوگاسيون مي باشند. براي مثال اغلب اشرشياکولاها، گاز سولفيد هيدروژن (H2S) را توليد نمي کنند، اما بعضي از سوش ها پلاسيمد هايي را از سالمومنلا کسب مي کنند که به آن ها توانائي توليد اين گاز را مي دهد. علاوه بر مورد فوق، حساسيت ميکرويي نيز هنگامي انتقال مي يابد که اجرام مقاوم، فاکتور بروز مقاومت (RTF) را به جرمي منتقل کنند که قبلا در مقابل آنتي بيوتيک مورد نظر حساس بوده است (کارتر و وايس، 2004).
اگر يک جرم، مواد ژنتيک پلاسيمدي را کسب کند که مسئول توليد اندوتوکسين مي باشد. قدرت بيماري زايي آن تغيير مي کند (کارتر و وايس، 2004).
8-1-2مقاومت:
از آن جا که باسيل هاي روده اي هاگ ايجاد نمي کنند به آساني در برابر حرارت و غلظت هاي کم کواد ضدعفوني کننده و باکتري کش هاي معمولي از بين مي روند. در اين ارتباط ترکيبات هالوژنه، فرمالدئيد، بتاگلوتارآلدئيد و وادفنلي اثر باکتري کش و ترکيبات آمونيوم چهار تايي تنها اثر باکتريواستاتيک دارند.
کلر زدن به آب در کنترل انتشار پاتوژن هاي روده اي نظير عامل بيماري حصبه مفيد است اين باکتري ها همچنين نسبت به اصلاح صفر اوي و برخي زنگ ها مقاوم اند که به دليل از اين مواد تهيه محيط هاي غني کننده و انتخابي استفاده مي شود (زهرا صالحي، 1378).
باکتري هاي روده اي در برابر خشک شدن نيز حساس هستند اما اگر در محيطي با رطوبت کافي قرار گيرند، براي مدت زمان طولاني بقاي خود را حفظ مي کنند (جا کليک و همکاران، 2003). برعکس، غالبا يخچال و سرماي يخچال را ماه ها تحمل مي نمايند (همتي، 1370).
براي رفع آلودگي مواد غذايي از پاستور يزاسيون پخش غذا و انجماد مناسب استفاده مي شود (جا کليک و همکاران، 2003).
9-1-2پاسخ ايمني:
پاسخ ايمني اغلب از نوع همورال بوده و در محل اتصال ايجاد مي گردد پاسخ همورال يا مستقيما بر عليه باکتري ها و يا بر عليه فرآورده هايي مثل عوامل موثر در جايگزيني و توکسين ها ايجاد مي گردد. در نوزادان بخشي از اين مصونيت ها با انتقال آنتي بادي از طريق آغوز و شير کسب مي گردد (جا کليک و همکاران، 2003).
10-1-2عوامل موثر در بيماري زايي:
1-10-1-2باکتريوسين ها:
موادي از جنس پلي پپتيد هستند که برخي از نمونه هاي آنتروباکتري آن را ايجاد مي کنند و باکتريوسين ها داراي قدرت باکتريوسيدي هستند، به همين جهت مي توانند روي فلور طبيعي روده اثر کنند. از ميان انتروباکتري، کلي باسيل و شگيلا آن را بيشتر توليد مي نمايند (همتي، 1370).
2-10-1-2اندوتوکسين:
از ليپويليساکاريدهاي پيچيده ديوار سلولي باکتري تشکيل شده و اغلب در اثر باکتريوليز تجزيه و رها مي شوند و اين مواد به حرارت مقاوم بوده و وزن مولکولي آن ها بين 100000 – 90000 دالتون مي باشد و علت سميت آن ها در نتيچه بالا بودن وزن مولکولي آن ها گزارش شده است (1989و Jawetz). خواص سمي اندوتوکسين ها عبارت است از: بروز تب، شوک و کاهش فشار خون انعقاد عروقي، کاهش قند خون، فعال کردن سيستم کمپلمان و کاهش گلبول سفيد (رحيمي، 1386).
3-10-1-2آنتروکسين:
برخي از نمونه هاي آنتروباکترياسه هاي بيماري زا مانند سالمونلا، شگيلا و اشرشياکولاي در محيط روده سمومي ترشح مي کنند که مي توانند در سطح سلول هلي محاط روده کوچک تاثير نموده و باعث جريان مايعات به سمت داخل روده و در نتيجه اسهال شوند. جنس آنتروتوکسين هاي مترشحه از انواع آنتروباکترياسه ها يکسان نمي باشد و با هم تفاوت دارد (همتي، 1370).
4-10-1-2سيتوتوکسين:
اعضاي جنس شيگلاتوکسيني را توليد مي نمايند که از ستتز پروتئين در سلول هاي پستانداران جلوگيري مي کند و براي سلول هاي مخاط روده تاثير سمي دارد، لذا به آن ستيوتوکسين مي گويند (رحيمي، 1386).
5-10-1-2وروتوکسين:
برخي از سوش هاي اشرشياکولاي، ستيوتوکسين هايي را توليد مي کنند که بر روي سلول هاي کشت بافت ميمون سبز آفريقايي يا ورو اثرات سمي دارند. لذا به آن ها وروتوکسين مي گويند (رحيمي، 1386).
مواد ديگري مانند هموليزين ها و آنزيم هاي گوناگوني ازآنتروباکترياسه ها به دست آمده است که تاکنون نقش بيماري زايي شان مشخص نشده است. آنتي ژن هاي سطحي k در کلسيلاپنومونيه نظير کپسول پتومونيک، فاگوسيتوز اين باکتري ها را مشکل مي کند. همچمين به نظر مي رسد آنتي ژن هاي سطحي Vi در تيفوتيد مانع ليز سريع در داخل فاگوسيت ها مي شود. مطالعات انجام شده بر روي کلي- باسيل ها نشان مي دهد که آنتي ژن هاي سطحي براي اتصال باکتري به مخاط روده دخالت مي نمايند (مانند K88 در کلي باسيل هاي خوکي و K99 و در کلي باسيل هاي گاوي) (همتي، 1370).
11-1-2بيماري زايي در انسان:
ورود باکتري هاي فلور طبيعي روده انسان در آب و مواد غذايي به منزله اعلام خطر آلودگي اين مواد به مدفوع انسان ميباشد که پيامد ها ي آن پيدايش بيماري هايي نظير سالمونلوز، شيگلوز و حتي بيماري هاي ويروسي مانند يرقان (هپاتيت A)، پوليوميليت و به طورکلي عفونت هاي انتروويروس ها را در برخواهد داشت. بنابراين آب و مواد غذايي که داراي اين باکتري ها باشند قابل استفاده نيستند.
اين باکتري ها مي توانند فرصت طلب17 شوند. بدين معني که اگر بيمار را تحت درمان با آنتي بيوتيک هاي وسيع الطيف به مدت طولاني قرار دهند، اين باکتري ها از فرصت استفاده نموده و با تکثير فراوان خود باعث ايجاد ناراحتي هاي جديد در بيمار مي شوند. نکته مهم اين است که وجود اين باکتري هاي فرصت طلب در مسير دستگاه گوارش طبيعي تلقي مي شود و بيماري زا به حساب نمي آيند، ولي چنان چه از قسمت ديگري از بدن مخصوصاً محيط هاي بسته يا ساير جاهايي که جزئ فلور طبيعي آن قسمت نيستند جدا شوند، فرصت طلب و بيماري زا محسوب مي شوند.
گروهي از انتروباکترياسه ها جزء فلور طبيعي بدن انسان نيستند و جدانمودن آن ها از بدن دليل قطعي بر بيماري و يا ناقل بودن شخص است. نمونه اين باکتري ها عبارتند از سالمونلاها، شيگلاها، کلي باسيل هاي مسئول ايجاد گاستروانتريت نوزادان و يرسينيا (همتي، 1370).
?آـ
2-2باکتري سالمونلا
1-2-2 جنس سالمونلا:
سالمونلوز، زنونوزي با اهميت اقتصادي جهاني در انسان و حيوانات است (گليز و نونن، 2002) سالمونلا بر خلاف ساير باکترهاي روده اي به استثناي بر سينيا انگل هاي داخل سلولي اختياري مي باشند و همه آن ها بالقوه بيماري زا هستند (کارتر و وايس، 2004) عفونت حيوانات با گونه هاي مختلف سالمونلا گاهي به بيماري شديد منجر شده و هميشه مخازن وسيعي براي بيماري را تشکيل مي دهد. تاثير متقابل سالمونلا و ميزبان به اشکال متنوع از جمله عفونت هاي غير آشکار، حاصل هاي شفا يافته، آتريت، سپتي سمي، سقط جنين و مسندرم هايتوامي از بيماري ها منجر مي گردد از ميان مهم ترين عفونت هاي خارج روده اي بيماري حصبه مي باشد. سالمونلا به سادگي به وسيله روش هاي مستقيم يا غير مستقيم از حيوان به حيوان، حيوان به انسان و انسان به انسان انتقال مي باشد ( جاکاليک و همکاران، 2003، گليز و نوئن، 2002).
2-2-2طبقه بندي:
جنس سالمونلا، شامل بيش از 2500 سروتيپ مي باشد. تعيين سروتيپ بر پايه جدول کافمن- وايت است که در آن آنتي ژن هاي H و O در نظر گرفته مي شود. گاهي آنتي ژن کپسولي (Vi) را مي توان مشاهده کرد (کوئين و همکاران، 2007).
مطالعات مختلف در زمينه گري DNA نشان داده است که تمام سالمونلا و جرمي که اخيرا سالمونلا اريزونا ناميده شده است، با هم يک گونه ژنتيکي منفرد را تشکيل مي دهند و سير تکاملي مشترکي دارند. اين گونه از هفت تحت گروه تشيکل شده و در مجموع بيش از 2400 سروتيپ از آن ها در ويروسي مانند يرفان (هپاتيت A) پولوميلت و به طور کلي عفونت هاي آنتروويروس ها را در بر خواهد داشت. بنابراين آب و مواد غذايي اين باکترها باشند قابل استفاده نيستند.
اين باکترها مي توانند فرصت طلب شوند. بدين معني اگر بيمار را تحت درمان با آنتي بيوتيک هاي وسيع الطيف به مدت طولاني قرار دهند، اين باکترها از فرصت استفاده نموده و با تکثير فراوان خود باعث ايجاد ناراحتي جديد در بيمار مي شوند. نکته مهم اين است که وجود اين باکتري هاي فرصت طلب در مسير دستگاه گوارشي طبيعي تلفي مي شود و بيماري زا به حساب نمي آيند، ولي چنان چه از قسمت ديگري از بدن مخصوصاً محيط هاي بسته با ساير جاهايي که جزء فلور طبيعي آن قسمت نيستند جدا شوند، فرصت طلب و بيماري زا محسوب مي شوند.
گروهي از انتروباکتر با سه جزء فلور طبيعي بدن انسان نيستند و جدا نمودن آن ها از بدن دليل قطعي بر بيماري و يا ناقل بودن شخص است. نمونه اين باکتري ها عبارتنداز سالمونلا ها، شيگلا ها، کلي باسيل هاي مسئول ايجاد گاستروانتريت نوزادان و يرسينيا (همتي، 1370) شناخته شده است. اسامي تحت گروه ها به قرار زير است:
تحت گروه I) سالمونلا انتريکا.
تحت گروه II) سالمونلا سالامي.
تحت گروه IIIa) سالمونلا اريزونا.
تحت گروه IIIb) سالمونلا دي ايزونا.
تحت گروه IV) سالمونلا هانتا.
تحت گروه V) سالمونلا بونگري.
تحت گروه VI) سالمونلا اينديکا
اغلب سالمونلاهاي مهم دلمي متعلق به تحت گروه 1 مي باشند (حسني طاطباني و فيروزي، 1384).
هر يک از اين گروه ها مي توانند عامل بيماري در انسان باشند اما اکثريت نمونه هاي انساني در زير گروه 1 يافت مي شوند (جا کيلک و همکاران، 2003).
3-2-2مورفولوژي:
طول سالمونلا ها مختلف و متغير است (جاوتز، 1977). اکثرا اجرام ميله اي کوتاه گرم منفي با اندازه 5/.*4-2 ميکرون، فاقد کسپول، واجد تاژک اطرافي (به استثناي سالمونلا گاليناروم و سالمونلا بولوروم که غير متحرک اند) و اغلب داراي خار يا فيمبريه هستند (حسني طالباني و فيروزي، 1384). اکثر سويه هاي سرئتيپ هاي سالمونلا داراي فيمبريه تيپ 1 هستند ولي سويه هاي سالمونلا گاليناروم و سالمونلا پولورومفيمبريه نوع 2 را ايجاد مي کنند که از نظر مورلوژي و پادگي مشابه فيمبريه نوع 1 بوده ولي غير چسبنده است (زهرائي صالحي، 1378).
4-2-2خواص کشت:
سالمونلا ها اجرام هوازي و بيهواي اختياري هستند و در محيط هاي بدون عوامل اختصاصي رشد به آساني رشد مي کنند (حسني طالباني و فيروزي، 1384). کلني هاي معمولي سالمونلا ها روي ژلور غذايي، پس از 24 ساعت به شکل کلني صاف (S) ديده مي شوند که 5/1 تا 3 ميلي متر قطر دارند. اين کلني ها مدور، برآمده، سفيد رنگ و داراي سطح صاف و درخشان مي باشند. سپس به تدريج اين کلني ها تبديل به فرم ناصاف (R) مي شوند که داراي سطح ناصاف، کدر و خشک مي باشند. بايد دانست که در ضمن تبديل S به R شکل هاي حدواسط در تمامي اشکال و مراحل خود ديده مي شوند (همتي، 1370). از طرف ديگر اشکال غير معمولي و کوچک کلني ها در بعضي سويه هاي سالمونلا مانند سالمونلا تيفي، سالمونلا پاراتيفيA و پاراتيفيB، سالمونلا تيفي موريوم، سالمونلا کلراسوييس و سالمونلا انتريتيديس نيز وجود دارد. کلني هاي تازه سالمونلا پاراتيفي B شکل خاصي دارند. اين کلني ها که وسطشان فرورفتگي دارد و در محيط برآمده تر هستند کلني هاي ديواره مخاطي ناميده شده اند (همتي، 1370).
رشد مناسب سالمونلا ها در 37 درجه سانتي گراد است ولي مي توانند در 43 درجه سانتي گراد نيز به خوبي رشد کنند. 43 درجه سانتي گراد دماي مناسبي جهت کاهش رشد باکتري هاي آلوده کننده در نمونه هاي مرضي مي باشد. PH مساعد رشد سالمونلا ها 5/7 مي باشد (حسني طالباني و فيروزي، 1384).
1-4-2-2محيط هاي غني کننده:
محيط هاي غني کننده محيط هايي مايعي هستند که براي جداسازي سالمونلا ها از مدفوع، فاضلاب، غذا و ساير موارد داراي منشا باکتريايي به کار مي روند. مزيت اين محيط ها اين است که امکان جداسازي برخي از اين محيط هاي غني کننده عبارتند از: آبگوشت تراتيونات، آبگوشت سلنيتF، آبگوشت راپاپورت، آبگوشت گرم منفي يا آبگوشتGN و آبگوشت سلنيت سيسنئين (زهرائي صالحي، 1378).
2-4-2-2محيط هاي انتخابي و تفريقي:
سالمونلا ها 24 تا 48 ساعت پس از کشت روي محيط هاي غني کننده، روي محيط هاي انتخابي و اقزاقي کشت داده مي شوند. اين محيط ها عبارتند از:
محيط مک کانکي آگار: املاح صفراوي و کريستال ويوله موجود در اين محيط مانع رشد باکتري هاي گرم مثبت مي گردد.
محيط سالمونلا- شيگلاآگار (محيط SS آگار): اين محيط براي جداسازي سالمونلا ها و بسياري از گونه هاي شيگلا کاربرد دارد. رنگ سبز درخشان موجود در اين محيط، مانع از رشد اکثر باکتري هاي روده اي مي شود و املاح صفرهاوي موجود در آن از رشد باکتري هاي گرم و مثبت ممانعت مي کنند. محيط هايي انتخابي و تفريقي ديگر شامل اين موارد مي شوند: محيط سبز درخشان محيط هکتولن (HE).
محيط داکسي سيترات با محيط ليفسون (DCA)، و محيط داکسيگلات- ليزين- گريلوز: (XLD) (زهرا صالحي، 1378).
3-4-2-2خواص بيوشيميايي:
سالمونلا ها به جز چند مورد استثناء، قادر به تخمير قند لاکتوز نمي باشند، فرمول IMViC آن ها +- +- وفاقدآنزويم اوره آز مي باشند و اغلب گونه ها از منبع غير آلي سولمفوريعني نيوسولفاتH2S تغذيه مي کنند (حسني طالباني و فيروزي، 1384).
بقيه صفات بيوشيميايي گونه هاي مهم جنس سالمونلا در جدول (1) آمده است .
جدول 1-2 صفات بيوشيميايي گونه هاي مهم در جنس سالمونلا (رحيمي، 1386).
سيتراتH2Sليزيندکريوکيلازاورنيتيندکرويوکيلازتخمير آرانيوزتخمير رامنوزسالمونلا تيفي-++—سالمونلا پاتيفيA—–+سالمونلا پاتيفيB++++++سالمونلا پاتيفيC++++++سالمونلا کلراسويسمتغيرمتغير++-+
5-2-2خواص آنتي ژن :
درسالمونلاها سه نوع ژن شناخته شده است که شامل O (سوماتيک)، H (تاژکي) و Vi (حدت) مي باشند. در بعضي از آن ها مثل سالمونلا تيفي موريوم، سالمونلا انتريتيديس و سالمونلا انقنتيس18، آنتي ژن پروتئيني پرده بيروني نيز وجود دارد (حسني طباطبائي و فيروزي، 1384). در تمام سالمونلاهايي که اشکال مخاطي دارند آنتي ژن مشترک M وجود دارد (همتي، 1370).
آنتي ژن پيکري (O): در سالمونلاها، آنتي ژن O مشابه اعضاي ديگر خانواده انتروباکترياسه مي باشد. تغيير در آنتي ژن O منجر به تغيير ظاهري کلني از فرم صاف (S) به خشن (R) مي گردد و به دنبال از دست دادن آنتي ژن O، حدت نيز از بين مي رود (جاکليک و همکاران، 2003).
آنتي ژن هاي تاژکي (H): آنتي ژن هاي H دو فازي مي باشند، لذا با آنتي ژن هاي H در بقيه خانواده انتروباکترياسه متفاوت هستند. فاز 1 يا فاز اختصاصي که با حروف کوچک انگليسي نشان داده مي شود و فاز 2 يا فاز غيراختصاصي که با اعداد نشان داده مي شود. آنتي ژن هاي فاز 1 فقط با تعداد کمي از جرم ها مشابهت دارند لذا با آنتي سرم هاي همگون يا هومولوگ واکنش نشان مي دهند، اما آنتي ژن هاي فاز 2 با بسياري از جرم ها مشابهت داشته و فقط با آنتي سرم هاي ناهمگون يا هترولوگ واکنش مي دهند. اين پديده به نام تغيير فاز آندروز19 شناخته شده است (جاکليک و همکاران، 2003).
آنتي ژن هاي کپسولي يا غشائي (K): آنتي ژن هاي کپسولي نقش ناچيزي در طبقه بندي جنس سالمونلا بر عهده دارند اما در بيماري زائي آن اهميت دارند. آنتي ژن Vi و آنتي ژن M جزء اين دسته هستند (جاکليک و همکاران، 2003؛ حسني طباطبايي و فيروزي، 1384).
آنتي ژن ويرولانس20(Vi): اين آنتي ژن در واقع يک ميکروکپسول پلي ساکاريدي است و در خارجي ترين لايه سلول باکتري جاي دارد و در ارتباط با قدرت تهاجمي و بيماري زائي باکتري نقش مهمي دارد و از تخريب داخل سلولي باکتري جلوگيري مي کند. سالمونلا هيرش فلدي21 و سالمونلا پاراتيفي C واجد اين آنتي ژن هستند. کشت هاي واجد آنتي ژن Vi در مقايسه با کشت هاي فاقد آن از حدت بيشتري برخوردارند (حسني طباطبائي و فيروزي، 1384). اين آنتي ژن ها با قابليت آگلوتينه شدن آنتي سرم O تداخل مي نمايد (کارتر و وايس، 2004 ).
آنتي ژن M: فقط در سوش هاي سالمونلا که کلني مخاطي دارند وجود دارد و جنس آن پلي ساکاريد مي باشد(همتي، 1370).
5-2-2مقاومت:
سالمونلاها به استثناي گونه هاي مقاوم به حرارت سالمونلا سنفتن برگ22، در حرارت 56 درجه سانتي گراد به مدت 10 تا 20 دقيقه از بين مي روند. اين باکتري ها در خاک مرطوب و مدفوع انسان و دام تا 9 ماه زنده مي مانند. مدت بقاي اين اجرام بر روي پوسته تخم مرغ 21 تا 35 روز است (حسني طباطبائي و فيروزي، 1384). سالمونلاها به مدت 13 ماه در لاشه هاي آلوده نگهداري شده در يخچال، 120 روز در آب و مدت بسيار طولاني در شير خشک هاي بدون چربي و مواد غذائي داراي تخم مرغ زنده مي مانند (همتي،1370).
سروتيپ سالمونلا کلراسويس به عنوان انديکس تأثير مواد ضد عفوني کننده مانند فنل (به عنوان تست استاندارد) به کار مي رود (حسني طباطبائي و فيروزي، 1384).
6-2-2عوامل مؤثر در بيماري زايي (عوامل حدت):
1-6-2-2 اندوتوکسين: اندوتوکسين ممکن است نقشي را در بيماري زائي عفونت هاي سالمونلايي (به ويژه در مراحل باکتريمي تب هاي روده اي) بر عهده داشته باشد. اندوتوکسين موجب فعال شدن فاکتورهاي شيميوتاکسي23 سيستم کمپلمان در ضايعات تب تيفوئيد مي شود. احتمالاً اين فاکتورهاي شيميوتاکسي موجب جذب و کشيده شدن گلبول هاي سفيد در



قیمت: تومان


پاسخ دهید