چکيده
برنج بعد از گندم، از مهمترين غلات و غذاي بيش از نيمي از مردم دنيا محسوب مي شود. اين گياه ارزشمند يکي از گياهان اقتصادي و مهم استان گيلان است. در اين تحقيق که به بررسي عوامل مديريتي، اقتصادي واجتماعي موثر بر ضايعات برنج مي‌پردازد تجزيه و تحليل عوامل، ميزان تاثير گذاري هر يک از عوامل بر ضايعات محصول از طريق استخراج نظرات بهينه کشاورزان شهرستان رشت و شهرهاي تابعه، به منظور شناسايي مناسب تر عوامل انجام شد. در اين تحقيق از مطالعات کتابخانه‌اي و ميداني استفاده شده است. ابزار جمع‌آوري داده‌هاي تحقيق پرسشنامه بود. فرضيات تحقيق که همان وجود رابطه معنادار بين عوامل مديريتي، نهادي – سياستي و اقتصادي و نيز عوامل اجتماعي از جمله سن و ميزان تحصيلات افراد است. اثر گذاري بيشتر ويژگي‌ها اقتصادي در بين عوامل مذکور بر ضايعات برنج، از طريق آزمون هاي آماري مورد اندازه گيري قرار گرفتند. بر اساس نتايج حاصل از اين آزمون، با اطمينان 95% مي‌توان گفت که بين عوامل اقتصادي، اجتماعي و مديريتي ذکر شده و ضايعات برنج رابطه معنا دار وجود دارد. براي بررسي اين ويژگي‌ها، ابتدا عوامل اجتماعي از جمله سن و ميزان تحصيلات افراد مورد بررسي قرار گرفت. به طوري که بررسي عوامل اجتماعي نشان داد، هرچه ميزان تحصيلات افراد بيشتر و سن افراد کمتر باشد مي تواند بر کاهش ضايعات تاثير بسزايي داشته باشد. ويژگي‌هاي مديريتي يکي از عوامل موثر بر ضايعات برنج بود، استفاده از تکنولوژي و مديريت مطلوب بهزراعي از جمله عواملي بود که افراد شرکت کننده در اين پژوهش به نقش آن بر ضايعات محصول خود تاکيد مي کردند. کمبود انواع کود و سموم دفع آفات و عدم دسترسي به موقع و به مقدار لازم از جمله موارد ديگري بود که کشاورزان عدم توجه به اهميت آن را يکي از عوامل مهم ايجاد ضايعات در محصول خود مي دانستند. 40 درصد افراد مورد مطالعه اذعان داشتند که که هر کدام از عوامل اقتصادي، مديريتي و اجتماعي به تنهايي بر کاهش ضايعات تاثير ندارند بلکه،مجموعه‌ي اين عوامل با هم، مي توانند نقش چشمگيري در کاهش ضايعات داشته باشند. همچنين با توجه به گروه‌بندي افراد شرکت کننده در پژوهش از نظر سني و تحصيلات، تمامي افراد با هر گروه سني و با هر تحصيلاتي اظهارداشتند که عدم حمايت دولت و وجود دستگاه‌هاي غيراستاندارد در کارخانجات برنجکوبي، بيشترين اثر را در ايجاد ضايعات در محصول برنج دارند.
کليد واژه : برنج، محصولات کشاورزي، ضايعات، نهاده‌هاي کشاورزي
فصل اول
کليات تحقيق
1-1- مقدمه
سودآوري بيشتر در بخش کشاورزي موجبات شكوفايي اقتصادي كشور را فراهم مي كند. عوامل مختلف مديريتي، اجتماعي و اقتصادي حکايت از ارتباط تنگاتنگ و ناگسستني صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي در تكميل زنجيره توليد و تأمين غذا دارد. اين مسأله نه تنها دسترسي به امنيت غذايي را امكان پذير مي كند، بلكه بيانگر جايگاه اين صنايع به عنوان يكي از عوامل مؤثر دروني در توسعه بخش كشاورزي است. از اين رو به نظر مي رسد براي جلوگيري از نتايج نامطلوب بايد از پيشرفت هاي تكنولوژيكي و علمي كشورهاي توسعه يافته در اين زمينه استفاده كنيم. در اين راستا چنانچه امكان بهينه سازي ?? درصد ضايعات با نرخ هر كيلو فروش ? هزار ريال صورت پذيرد، بيش از ?/ ? ميليارد دلار سود ناشي از ارزش افزوده در بخش كشاورزي حاصل مي شود. توسعه صنايع تبديلي علاوه بر كاهش ضايعات از طريق بهره گيري از محصولات جانبي با توليد محصولات با ارزش افزوده بالاتر دربازارهاي داخل و خارج موجب بهبود ارتقاي جايگاه توليدات ايران در جهان و گسترش بازارهاي صادراتي محصولات مي شود. در اين پژوهش ابعاد مختلف اين معضل شناسايي شده و راه حل مناسبي پيشنهاد خواهد شد. لذا محدوده پژوهش مناطق کاشت برنج خواهد بود که مسائل و عوامل تاثيرگذار بر ضايعات از جنبه هاي مختلف مورد ارزيابي قرار گرفت.
يکي از مشکلات موجود در توليد برنج، ضايعات است که موجب خسارت به توليدکنندگان شده است و يکي از دلايل آن پايين بودن عدم مديريت صحيح است. كاهش ضايعات به عوامل مؤثر در حركت توسعه بخش كشاورزي از جمله صنايع تبديلي، تكميلي كشاورزي (درجه بندي، بسته بندي، فرآوري، نگهداري و…) بستگي دارد. مطالعات انجام شده بر عوامل مؤثر در ضايعات پس از برداشت محصولات كشاورزي نشان مي دهد كه عدم جداسازي مواد زايد از محصول، جدا نكردن محصولات سالم از صدمه ديده، حمل و نقل نامناسب در محل توليد، نگهداري نامناسب در محل توليد و… از عوامل مهم ضايعات پس از برداشت است كه بدون شك هر كدام مي تواند از علل اصلي كاهش قيمت محصول توليدي در محل توليد و عدم اعتماد خريدار از كيفيت محصول خريداري شده باشد. بنابراين نبود اطمينان و ضايعات ناشي از آن موجب كاهش ارزش اقتصادي محصولات توليدي نه تنها در منطقه توليد بلكه در محل فرآوري، بازار توزيع و حتي محل مصرف (خانوارها) مي شود (رحيمي، 1391).
1-2- بيان مسئله و اهميت موضوع
در ميان بخش‌هاي اقتصادي يک کشور در حال توسعه، بخش کشاورزي به عنوان تامين کننده غذاي جامعه، از اهميت قابل ملاحظه‌اي برخوردار است (8). به منظور افزايش بهره‌وري در اقتصاد ايران نيز بايد به بخش کشاورزي به عنوان يکي از بخش‌هاي مهم و عمده فعاليت‌هاي اقتصادي ، توجه خاص کرد. زيرا اين بخش در حال حاضر حدود 15 درصد از توليد ناخالص، 21 درصد از اشتغال، 22 درصد از صادرات غيرنفتي کشور را به خود اختصاص مي‌دهد. همچنين 1/80 درصد عرضه مواد غذايي و 90 درصد نيازهاي واحدهاي صنايع تبديلي را طي دهه اخير تامين کرده است، اما ميانگين سالانه نرخ رشد بهره‌وري کل عوامل توليد در بخش کشاورزي، در طول سال هاي 1342- 1382، 08/3- درصد بوده است (7). مشکلات بخش کشاورزي هرچه باشد، نشانه هايي از نازل کم بودن بهره‌وري را مي‌توان در آن پيدا کرد. اين مشکلات در کليه مراحل قبل و پس از توليد محصولات کشاورزي از قبيل تامين و مصرف نهاده ها، به روش هاي توليد، برداشت، حمل و نقل، نگهداري توزيع، تبديل و مصرف شهود است (6). لذا مي بايست به افزايش بهره وري در بخش کشاورزي به عنوان يکي از بخش هاي مهم و عمده فعاليت اقتصادي در کشور توجه خاص کرد، زيرا افزايش بهره رشد در اين بخش با توجه به ساختار ويژه اقتصادي کشور مي تواند در جهت دستيابي به هدف هاي اقتصادي کمک کنده باشد (5). بر اساس تخمين وزارت جهاد کشاورزي در سال 1385 از 85 ميليون تن محصول کشاورزي توليد شده، 15 ميليون تن آن را ضايعات تشکيل مي‌داد. با توجه به سهم 25 درصدي بخش کشاورزي از صادرات غيرنفتي و ارزآوري، حدود 2 ميليارد دلار اين بخش، کاهش کامل ضايعات مي تواند ارزآوري اين بخش را بين 350 تا 400 ميليون دلار افزايش دهد (4). در ميان محصولات زراعي برنج (Oryza sativa )از خانواده گندميان، يکي از غلات اساسي مورد مصرف انسان است که از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و مصرف آن در کشور هم راستاي بهبود درآمد خانوار افزايش يافته و به عنوان دومين ماده غذايي مهم بعد از گندم در الگوي غذايي کشور جاي گرفته است. سطح زير کشت برنج در سال 1386 در ايران 578 هزار هکتار بوده است که 200 هزار هکتار آن در استان گيلان مي باشد (1). در خوشبينانه ترين حالت حدود ?? درصد از برنج توليدي در فرآيند توليد، انبارداري و مصرف از چرخه مصرف خارج مي شود و از اين نظر اقتصاد کشاورزي کشور دچار ضرر و زيان مي شود که اين ضايعات بايد به حداقل برساند. با توجه به افزايش جمعيت کشور و مصرف سرانه آن لازم است که ضايعات برنج کاهش يابد. در شرايط کنوني يکي از معضلات اصلي بخش کشاورزي ايران ضايعات مي باشد. با توجه به اهميت استراتژيک برنج در ايران و بالاخص استان هاي گيلان و مازندران، براي رسيدن به خودکفايي نسبي و ارزش افزوده بيشتر، نوع برخورد با ضايعات و چگونگي کاهش آن مهم است. از آنجايي که استان هاي گيلان، مازندران و گلستان مهم ترين قطب توليد برنج کشور محسوب مي شوند که سهم گيلان سالانه حدود 700 هزار تن محاسبه شده است. در اين بين اما براي کاهش ضايعات برنج تجهيز واحدهاي شالي کوبي تنها بخشي از موضوع است و از مجموع ? درصدي که اعلام شده، تنها يک درصد مربوط به تجهيزات و مکانيزاسيون توليد برنج است و براي رسيدن به کاهش ضايعات مواردي را هم بايد پيش از توليد و پس از توزيع مدنظر داشته باشيم تا به کاهش ميزان ضايعات دست پيدا کنيم .در اين رابطه مطالعاتي در خصوص مسائل فني انجام شده ولي در خصوص مسائل اقتصادي، اجتماعي و مديريتي عنوان نشده است. اين مطالعه در نظر دارد که ضايعات برنج و عوامل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي موثر بر ضايعات برنج را بررسي نمايد.
1-3- اهداف تحقيق
– شناسايي و اولويت بندي عوامل اقتصادي موثر بر کاهش ضايعات برنج
– شناسايي و اولويت بندي عوامل اجتماعي موثر بر کاهش ضايعات برنج
– شناسايي و اولويت بندي عوامل مديريتي موثر بر کاهش ضايعات برنج
– ارائه راهکارهاي مناسب جهت کاهش ضايعات برنج
– تعيين مهم ترين متغيرهاي اثر گذار بر ضايعات برنج و ارائه راهکار مناسب جهت کاهش ضايعات
1-4- فرضيه هاي تحقيق
عوامل اقتصادي بيش از عوامل اجتماعي بر ضايعات برنج از توليد تا مصرف موثر هستند.
عوامل مديريتي بيش از عوامل اقتصادي بر ضايعات برنج از توليد تا مصرف موثر هستند.
1-5- برنج
1-5-1- تاريخچه کشت و پيدايش برنج
محل جغرافيايي مبدا اصلي برنج اهلي هنوز به طور قطعي مشخص نيست. عمدتا نظر بر اين است که برنج به طور مستقل در کشورهاي چين، هند و اندونزي اهلي شده است. گسترش برنج از شش مرکز در شرق آفريقا، شمال آمريکا و استراليا شروع شد. زراعت برنج شايد قديمي ترين زراعت در آسيا باشد و سال‌ها پيش از آنکه شواهد تاريخي از تمدن بشري وجود داشته باشد، برنج غذاي اصلي مردم چين و جنوب شرقي آسيا بوده است. قديمي ترين مدرکي که در مورد کشت برنج به دست آمده مربوط به پنج هزار سال قبل است. کشت برنج در آفريقا از زمان هاي بسيار دور به وسيله بوميان بدوي شروع شد. هنگامي که پرتقالي ها در سواحل آفريقاي غربي مستقر شدند، کشت گونه هاي برنج بومي از سنگال تا نيجر رواج داشت. زراعت برنج در آسياي غربي خيلي ديرتر آغاز شد. نويسندگان قديم يونان که در زمان اسکندر مقدوني مي زيسته اند در آثار خود يادآور شده اند که چهارصد سال قبل از ميلاد مسيح کشت برنج در قسمت هاي شمالي آمودريا، بابل و شوش متداول بوده است. يوناني ها زراعت برنج را از ايرانيان فرا گرفتند (نورمحمدي، 1376).
در قرن نوزدهم ميلادي، اروپايي ها براي توسعه اين محصول در جهان کوشش بسياري کردند. در کشورهاي خاور دور، متخصصين اروپايي و آمريکايي براي افزايش سطح زير کشت و افزايش محصول برنج تلاش بسياري کردند. به علاوه گياه شناسان و علماي اروپا همگام با دانشمندان ژاپني در انتخاب و تهيه بذر خوب و توليد محصول بهتر گام هاي ارزنده و موثري برداشتند. در ابتدا، زراعت برنج به صورت کشت مستقيم، بدون آبياري و غرقابي، در مناطق جنگلي به صورت متناوب انجام مي شد، که اين سيستم کاشت، تفاوت اندکي با حالت رويش وحشي برنج داشت. زراعت برنج به صورت سيستم کاشت نشايي با انجام عمليات خاک ورزي و ايجاد شرايط گل آب کردن از چين آغاز شد و به ساير نقاط دنيا گسترش يافت (خدابنده، 1384).
1-5-2- زراعت برنج در دنيا و ايران
شواهد نشان مي دهد که زراعت برنج در ايران از دوهزار سال پيش متداول بوده است. به گواهي تاريخ در زمان هخامنشيان کشت برنج در ايران رواج داشت و در هرجايي که آب فراوان و هواي گرم بود اين گياه کاشته مي شد. يکي از تاريخ نويسان يوناني که سه قرن پيش از ميلاد به همراه اسکندر به ايران آمده بود به کشت برنج در بابل (عراق کنوني)، شوش (خوزستان) و بلخ اشاره مي کند (اخگري، 1383). ابوالحسن علي بن سهل بن الطبري در فردوس الحکمه که در سال 236 هجري نوشته شده، پس از ذکر قوه تغذيه برنج مي گويد: ” ديدم در طبرستان برنجي، که چهال سال از آن گذشته بود”. ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان که در سال 613 هجري نوشته شده است نيز از نان برنج طبرستان سخن مي گويد. در نزهه القلوب حمد الله مستوفي که در سال 740 گردآوري شده و در تاريخ گيلان و طبرستان ظهيرالدين بن نصرالدين مرعشي که ماه ذيقعهده 880 آغاز تاليف آن است از کشت برنج در گيلان و مازندران ياد شده است (عليزاده، 1385).
1-5-3- سطح زيرکشت و توليد برنج
به موازات افزايش جمعيت، توليد برنج نيز افزايش يافته است، به طوري که نسبت رشد آن بيشتر از رشد جمعيت بوده است. از آنجايي که برنج از عرض 53 درجه شمالي تا عرض 35 درجه جنوبي و از نظر ارتفاع تا 2600 متري از سطح دريا و تحت شرايط متفاوت عمق آب و در رژيم هاي متفاوت دريايي توليد مي شود، سطح کشت آن سال به سال افزايش يافته به طوري که در سال 1997 سطح کشت آن به 150 ميليون هکتار و توليد شلتوک آن در حدود 570 ميليون تن بوده است که با احتساب ضريب 62% به برنج در حدود 342 ميليون تن برنج به دست آمده است (سليماني، 1383). بر اسا آمار فائو توليد برنج در سال 2008 ميلادي 3/666 ميليون تن است. قاره آمريکا 8/34 ميليون تن، قاره آفريقا 2/23 تن و قاره آسيا 3/608 ميليون تن توليد دارند. چين و هند به ترتيب با 6/188 و 144 ميليون تن بالاترين توليد را در قاره آسيا به خود اختصاص داده اند (فائو، 2008)1.
1-5-4- سطح زيرکشت و مصرف سرانه برنج در ايران
با بررسي کشت، توليد و عملکرد برنج و مقايسه آن با موارد مشابه جهان در سال 2002 ميلادي به اين نتيجه خواهيم رسيد که ايران 41% درصد سطح زيرکشت برنج دنيا را شامل و از اين نظر رتبه 22 جهان را در اختيار دارد و نسبت به دهه قبل 6/16 درصد از نظر سطح زيرکشت افزايش داشته و از نظر توليد نيز در رتبه هجدهم (5/0 درصد کل توليد برنج جهان) قرار دارد که در مقايسه با دهه قبل 1/22 درصد افزايش را نشان مي دهد. از نظر متوسط عملکرد برنج نيز ايران حدود 6/20 درصد نسبت به جهان افزايش داشته است که در مقايسه با دهه قبل 2/19 درصد افزايش دارد (زماني و عليزاده،1386).
در حال حاضر برنج در ايران از محصولات مهم زراعي به شمار مي رود و مصرف سرانه آن حدود 40 کيلوگرم در سال مي باشد. براساس آمار منتشر شده توسط وزارت جهاد کشاورزي در سال 88-1386 از حدود 15/10 ميليون هکتار محصولات سالانه برداشت شده حدود 09/7 ميليون هکتار معادل 85/69 درصد به غلات اختصاص داشته که از اين مقدار 7/50 درصد آبياري گرديده و 3/49 درصد بقيه به صورت ديم بوده است. محصولات گندم 09/59 درصد، جو 49/11 درصد، شلتوک برنج 22/16 درصد و ذرت دانه اي 2/13 درصد سهم در غلات داشته اند. ميزان توليد انواع گونه هاي شلتوک کشور حدود 18/2 ميليون تن برآورد شده است که 51/44 درصد آن توسط کشاورزان مازندراني و 07/30 درصد توسط برنج کاران گيلاني توليد شده است. اين دو استان ساحلي جمعا 58/74 درصد از شلتوک کل کشور را توليد کرده اند و به ترتيب مقام اول و دوم توليد برنج کشور را دارا مي باشند. سه استان گلستان، فارس و خوزستان به ترتيب با 91/11، 21/5 و 98/2 درصد سهم در شلتوک کشور، مقام هاي سوم تا پنجم کشور را کسب کرده اند. شايان ذکر است که شاليکاران پنج استان مذکور جمعا 68/94 درصد شلتوک کشور را توليد کرده اند. متوسط عملکرد انواع گونه هاي شلتوک کشور 76/4144 کيلوگرم در هکتار بوده است. استان هاي اصفهان و کرمانشاه به ترتيب با راندمان توليد 75/4899 و 4/1227 کيلوگرم در هکتار بيشترين و کمترين عملکرد را به خود اختصاص داده اند (وزارت جهاد کشاورزي، 1387).
1-5-5- اهميت غذايي و ترکيبات برنج
ترکيبات شيميايي دانه برنج تفاوت زيادي نسبت به دانه ساير غلات ندارد. عمده ترکيبات شيميايي برنج بر حسب واريته، شرايط محيطي و برخي عمليات زراعي فرق مي کند. شلتوک و برنج قهوه اي نسبت به برنج آسياب شده داراي ميزان بيشتري از اکثر ترکيبات شيميايي هستند (عليزاده و عيسوند، 1385). مواد موجود در دانه برنج عبارتند از 75 تا 80 درصد کربوهيدرات (عمدتا نشاسته)، 5/7 درصد مواد پروتئيني (انواع اسيدآمينه)، 2/2 درصد چربي، 8/0 درصد سلولز، 12 تا 13 درصد آب و بقيه را املاح و ويتامين (املاح عبارتند از: فسفر، کلسيم و آهن و غيره و ويتامين ها عبارتند از B1 و B2 تشکيل مي دهند (سليماني، 1383).
نشاسته برنج، ترکيبي از آميلوز و آميلوز پکتين است. اين دو نشاسته اثر زيادي بر کيفيت پخت و کيفيت خوراکي برنج دارند ولي در ارزش غذايي آن نقشي ندارد (اخگري، 1383). مولکول آميلوز يک ساختار زنجيري مستقيم و شامل 500 واحد دکستروز مي باشد. در حالي که مولکول آميلوز پکتين داراي انشعابات فراواني بوده و واحدهاي دکستروز بيشتري دارد. نسبت آميلوز به آميلوپکتين فاکتور عمده تعيين کننده کيفيت خوراکي و کيفيت پخت برنج است. نوع مولکول نشاسته مستقيما روي صفاتي چون چسبندگي، بافت دانه پس از پخت، شکنندگي دانه و صفات مرتبط با فرآوري برنج اثر مي گذارد. عکس العمل دانه برنج به پخت نيز اغلب وابسته به نوع نشاسته است. به همان اندازه که نسبت به آميلوز به آميلوپکتين افزايش مي يابد، دماي ژلاتيني شدن نيز بالا رفته ولي از مقدار جذب آب کاسته مي شود
(عليزاده و عيسوند، 1385).
مقدار پروتئين برنج سفيد شده نسبت به گندم، ذرت و سورگوم تا حدودي کمتر، ولي کيفيت پروتئين آن نسبتا بالاتر است. ليزين که از اسيد آمينه هاي ضروري بوده و در غلات به ميزان محدودي وجود دارد، حدود 4 درصد برنج را تشکيل مي دهد که اين مقدار دو برابر اندازه موجود در پروتئين آرد گندم و ذرت پوست کنده است. دو اسيد آمينه ديگر يعني تريپتوفان و ميتيونين در پروتئين برنج نسبتا بيشتر از پروتئين گندم، ذرت و سورگوم است (عليزاده، 1385). مقدار و نوع پروتئين ها عوامل مهمي در ارزش غذايي برنج هستند. برخي عوامل مانند اقليم و محيط، ميزان و نوع کود مصرفي، دوره رسيدگي، درجه سفيد کردن و صفات مربوط به واريته ميزان پروتئين برنج را تحت تاثير قرار مي دهد. پروتئين کل و ترکيب اسيد آمينه عوامل مهم ارزش غذايي براي يک پروتئين هستند. پروتئين برنج سفيد از لحاظ کيفيت و قابليت هضم مناسب مي باشد. قابليت هضم پروتئين در برنج هاي پخته شده 85 تا 100 درصد است در حالي که در برنج سفيد خام کاملا پايين است. تمام اسيدهاي آمينه قابليت هضم بالايي دارند و قابليت هضم واقعي ليزين نزديک به 100 درصد است. چربي برنج اغلب در سبوس و جنين وجود دارد که اکثرا طي فرآيند تبديل تقريبا از بين مي رود. هرچه فرآيند سفيد کردن شديدتر باشد مقدار چربي بيشتري از بين مي رود (عليزاده و عيسوند، 1385). کربوهيدرات هاي برنج سريع الهضم هستند، همچنين برنج به علت داشتن مقدار کم سديم حساسيتي براي انسان ندارد (خدابنده، 1384).
1-5-6- مشخصات گياه شناسي برنج
برنج متعلق به جنس Oryza قبيله Oryzeae خانواده گرامينه Gramineae، رده Glumiflorae، راسته تک لپه اي ها Monocotyledoneae و شاخه نهان دانگان Angiospermae است. برنج زراعي از جنس Oryza است که مهم ترين گونه آن Sativa است، گونه Oryza glaberrima که در برخي از کشورهاي غرب آفريقا به صورت پراکنده توليد مي شود تدريجا در حال جايگزيني با گونه Oryza Sativa است. برنج گياهي است يک ساله، داراي ريشه هاي افشان و قوي که عميق نبوده و معمولا در لايه هاي فوقاني خاک، تا عمق 20 تا 25 سانتي متري قرار مي گيرند. سازگاري ريشه برنج بيشتر در زمين هايي است که اکسيژن آن کم است، زيرا ريشه احتياج به اکسيژن هوا ندارد و از اکسيژن محلول استفاده مي نمايد (خدابنده، 1367). برنج گياهي است با تنوع ژنتيکي و توان سازگاري زياد که در جهان داراي 23 گونه مي باشد. برنج زراعي Oryza Sativa داراي سه زيرگونه به نام هاي هندي (اينديکا)، ژاپني (جاپونيکا) و جاوه اي (جاوانيکا) يا بلو است که هر يک داراي ويژگي هاي اکولوژيکي و مرفولوژيکي خاصي هستند (اخگري، 1383).
1-5-7- اکولوژي برنج
کشت و کار برنج در محدوده وسيعي از شرايط اقليمي، خاکي و هيدرولوژيکي گسترش يافته است. از نواحي گرمسيري مرطوب تا مناطق معتدله نيمه خشک و گرم، از خاک هاي سنگين رسي تا شني ضعيف و از اراضي خشک تا زمين هاي باتلاقي، در آب شيرين يا آب لب شور. کشت برنج از نقطه معادل زير سطح دريا تا ارتفاعي بيشتر از 3500 متر در همياليا گسترش دارد (پوستيني و همکاران، 1384). ميانگين رطوبت نسبي طي کشت و کار برنج معمولا با تابش خورشيدي رابطه معکوس دارد. دوره هاي طولاني شبنم همراه با رطوبت بالا و دماهاي پايين شب براي شيوع بيماري ها به ويژه بلاست مطلوب است (يوشيدا و پارائو، 1976)2. در رطوبت نسبي 50-60 درصد، فتوسنتز برگ هاي برنج حداکثر بوده و به تدريج با افزايش رطوبت از اين ميزان کاهش مي يابد (تسانو و ساتو، 1971)3. ابهامات مهمي در مورد نياز آبي واقعي برنج وجود دارد. در واقع، به هر صورت برنج يا يک گونه غرقابي بوده و يا اينکه فقط يک گونه اي است که شرايط غرقابي را تحمل مي کند که تقريبا همه محصولات ديگر در اين شرايط از بين خواهند رفت (برزگر، 1384). برنج به رشد در شرايط غرقاب سازگار شده است، ولي به خوبي در وضعيت خشکزاري يا خاک هاي غير غرقاب کوهستاني يا مرتفع نيز رشد مي کند. برنج گياهي نيمه آبزي است که بيشتر از ديگر گياهان به آب نياز دارد در بين همه غلات، برنج پايين ترين توليد را در هر واحد آب مصرفي دارد. غرقاب مداوم در کشت برنج، مقادير بسيار زيادي آب مصرف مي کند. در مقايسه با حدود 2500 ميلي متر آب که به محصول برنج داده مي شود، مقدار آب براي محصول گندم 400 ميلي متر مي باشد (عليزاده و عيسوند، 1385).
1-5-8- طبقه بندي برنج هاي ايراني
1-5-8-1-برنج هاي گروه صدري
اين گروه از مرغوب‌ترين برنج‌هاي ايران است و داراي ارزش تجارتي بسيار بالايي مي‌باشند. در اين گروه، برنج‌ها داراي شلتوک بلند و باريک بوده و دانه‌ها نسبتا طويل و طول دانه بيش از 7 ميلي‌متر است. دوره رشد برنج‌هاي صدري از 150 تا 165 روز متغير است. برنج‌هاي اين گروه در مقابل بيماري‌ها، آفات و ورس يا خوابيدگي بسيار حساس هستند. مقاومت اين برنج‌ها نسبت به کم آبي نسبتا کم و عملکردشان نيز نسبت به انواع ديگر کمتر است. برنج‌هاي گروه صدري داراي ارقام مختلف طارم محلي، طارم ديلماني، سنگ طارم، سالاري، دمسياه، دم زرد، صدري معمولي، برنج اميري، برنج اربابي و موسي طارم مي باشد (اخگري، 1383).
1-5-8-2-برنج هاي گروه چمپا
برنج‌هاي اين گروه داراي انواع زودرس و ديررس مي باشد. طول دوره رشد برنج‌هاي چمپا از 120 تا 130 روز متغير است. طول دانه اين گروه بين 5 تا 7 ميلي متر متغير بوده که در انواع زودرس طول دانه بيشتر است. سازگاري برنج چمپا در مقابل آفات و کم آبي نسبت به گروه صدري بيشتر است. اين گروه داراي انواع برنج رسمي، چمپاي سياه، چمپاي سفيد، آگوله، بينام، سرد چمپا و گرم چمپا مي‌باشد (نورمحمدي، 1376).
1-5-8-3-برنج‌هاي گروه گرده
برنج‌هاي اين گروه عملکرد بيشتري نسبت به گروه صدري و چمپا داشته ولي ارزش تجاري و خصوصيات پخت و طعم کمتري دارد. ارقام اين گروه داراي مقاومت زيادي در مقابل آفات و کم آبي هستند و شامل انواع گرده مولايي خوزستان، گرده زنجان، گرده شيراز، گرده لاهيجان و گرده مولايي مي‌باشد (اخگري، 1383).
1-5-8-4-ارقام اصلاح شده
از سال 1336 عملا کار اصلاح برنج در ايران با وارد نمودن ارقام و انتخاب از توده هاي بومي و
تلاقي ها آغاز گرديد و استان هاي گيلان و مازندران به طور عمده و در 14 استان ديگر کشور کار بر روي اصلاح برنج پيگيري شد، که ارقام اصلاح و معرفي شده توسط دو ايستگاه تحقيقات برنج گيلان و مازندران تا اين زمان به نام هاي زير مي باشند:
آمل1، آمل 2، آمل 3، گيل 1، گيل 2، گيل 3، گيل 4، هزار، بي نام، 218، سپيدرود، 221، خزر، سنگرجو، طارم، 305، غريب، حسن سرا، رضاجو، نعمت، ندا، 314، درفک، بهار.
فصل دوم
پيشينه تحقيق
2-1- تعريف ضايعات
هر گونه تغييري در کيفيت که منجر به غير قابل دسترس شدن و عدم ايمني محصول شود و در نهايت محصول کشاورزي را براي انسان غير قابل مصرف کند، از ديدگاه سازمان خواروبار جهاني (FAO) و برنامه محيط زيست، ضايعات مواد غذايي تلقي مي شود.
عده اي از محققين کاهش محصول از مرحله کاشت تا مرحله مصرف را در زمره ضايعات تلقي کرده و دسته اي معتقدند که ضايعات محصول از مرحله برداشت و مراحل فرآروي تا مرحله مصرف را بايد در ارزيابي مورد نظر قرار داد.
ضايعات در مفهوم عام آن يعني، مواد دورانداختني يا کالاهاي غيراستاندارد دفع شده محصول و محصولات جانبي و مواد اضافي ناشي از مصرف بيش از حد مواد اوليه در مراحل مختلف توليد و فرآوري است.
چنين وضعيتي در فرآورده هاي غذايي و نيز در مرحله پس از برداشت بسياري از محصولات زراعي وجود دارد. اما برنج به عنوان يک فرآورده غذايي از محصولاتي نظير غلات متمايز و از اين لحاظ منحصر به فرد است.
ضايعات در برنج قابل ملاحظه و بررسي است. زيرا مراحل مختلف کاشت تا برداشت و تبديل شلتوک به برنج ضايعات و مواد زائد بسياري بر جاي مي گذارد.
استفاده نامطلوب از نهاده ها در زراعت برنج هزينه توليد را افزايش مي دهد که بايد جزء ضايعات منابع توليد در نظر گرفته شوند.(بي‌نام، 1385)
2-2- تعريف ضايعات در بخش کشاورزي
تعريفي که در توصيف ضايعات محصولات کشاورزي مطرح مي باشد ترکيبي از دو راهبرد مکمل، اما در عين حال جداگانه فوق الذکراست. در اين تعريف، ضايعات عبارت از هرگونه کاهش کيفي يا کمي در عملکرد محصولات کشاورزي و يا افزايش در هزينه عام (اعتبارات عمومي) و خاص (توليد کنندگان) توليد است که با هزينه اي کمتر از ارزش ضايعات بتوان آن را جبران كرد. با چنين تعريفي، آسيب شناسي ضايعات بايد در دو گروه جداگانه، اما مکمل زيرصورت گيرد.
ضايعات در بخش كلان اجرايي عبارت از هر گونه كاهش و زيان در اعتبارات ، منابع توليد وامکانات عمومي و نيز درعملکرد کمي و کيفي محصولات کشاورزي که به طور مستقيم يا غير مستقيم دردرآمد و توليد ناخالص عمومي و به طور خاص در كاهش درآمد توليدکنندگان و مصرف بيشتراعتبارات عمومي تأثير گذاربوده و كنترل عوامل آنها تنها در حيطه مديريت و سياستگذاري کلان اجرايي کشور است.
هر گونه ضايعات کمي و کيفي درعملکرد يا درآمد خالص قابل انتظار در مراحل مختلف توليد تا مصرف که بدون صرف هزينه و يا با هزينه اي کمتر و البته با مشارکت توليد کنندگان بتوان آن کاهش ر ا جبران نمود، ضايعات محصولات کشاورزي تعريف مي شود.
نيمي از محصولات کشاورزي در کشور، در فاصله بين مراحل کاشت تا برداشت از چرخه مصرف خارج ميشود (10). از طرفي ضايعات کمي وکيفي محصولات کشاورزي بين مرحله برداشت تا مصرف نيز اتفاق مي افتد و براي کاهش اين ضايعات دو مسئله مهم را بايد در نظر گرفت:
– شناخت عوامل زيستي و محيطي تأثيرگذار بر کاهش کيفيت پس از برداشت محصولات کشاورزي
– استفاده از دستورالعملهاي مناسب فنآوري پس از برداشت محصولات کشاورزي براي افزايش و حفظ کيفيت و ايمني اين محصولات
ضايعات پس از برداشت شامل دو دسته، ضايعات کيفي و کمي است. ارزيابي ضايعات کيفي بسيار مشکلتر از ضايعات کمي است. در کشورهاي توسعه يافته، بر عکس کشورهاي در حال توسعه، اولويت با کاهش ضايعات کيفي است و علت درصد زيادي از ضايعات پس از برداشت عدم رضايت مصرف کننده از کيفيت محصول است. از طرفي در کشورها و فرهنگهاي مختلف، استانداردهاي کيفي، و قدرت خريد و ارجحيت مصرف کننده تفاوت بسياري دارد، مثلاً در کشورهاي در حال توسعه، حذف نقايص محصول قبل از بازاريابي، اهميت کمتري دارد درحاليکه در کشورهاي نوسعه يافته به ظاهر محصول اهميت زيادي داده ميشود (20).
ضايعات پس از برداشت بسته به نوع محصول و منطقه توليد و فصول مختلف، متفاوت است و بر اساس گزارش آکادمي علوم ملي در سال 1978 مقدار ضايعات در کشورهاي در حال توسعه، متفاوت و بين 1تا 50 درصد و بعضاً بيشتر است و اطلاعات موجود بر مبناي محاسبه عملي کم است (20).
در کشور ما نيز به دليل نارسايي‌هاي موجود در سيستم نگهداري، تبديل و توزيع، مقداري از محصولات کشاورزي ضايع ميشود که مقدار آن به نسبت بالاست بر پايه آمارهاي موجود به طور متوسط 35 درصد از محصولات کشاورزي در ايران ضايع ميشود (2) که 6 برابر متوسط جهان است (19) و معادل 25 درصد درآمد نفتي کشور تخمين زده ميشود که اين مقدار بيانگر بالا بودن ضايعات و نيز ارزش آن در توليد ناخالص ملي است (19).
2-3- اهميت موضوع ضايعات
يکي از مهمتر ين مباحث کليدي درسطح اقتصاد جهاني و بويژه ايران، موضوع ضايعات مي باشد. اين امر بدليل آن است که سطح تأثير ضايعات در توليد ناخالصي داخلي و درآمد ملي متاسفانه بسيار نگران کننده است . براساس تخمين که وزارت جهادکشاورزي در سال 85 از کل 85 ميليون تن توليد محصولات کشاورزي، 15.3 ميليون تن آن را ضايعات تشکيل مي دهد . که اگر ارزش ميانگين هر کيلو محصول کشاورزي 155 تومان باشد کل هزينه ضايعات بالغ بر2 هزار و 371 ميليارد تومان خواهد شد . پس بنابراين بنظر مي رسد هزينه بالاي ضايعات نه تنها بخش کشاورزي را رنج مي دهد بلکه بدليل سهم 25 درصد اين بخش در توليد ناخالص داخلي بر اقتصاد کشور و منابع ملي نيز مؤثر است از طرف ديگر با توجه به سهم 25 درصدي بخش کشاورزي از صادرات غيرنفتي و ارز آوري حدود 2 ميليارد دلار اين بخش، کاهش کامل ضايعات مي تواند ارزآوري اين بخش را بين 350 تا 400 ميليون د لار افزايش دهد . از طرف ديگر با توجه به اهميت استراتژيک بعضي از محصولات کشاورزي و تصميم دولت مبني پرداخت يارانه به اين گونه محصولات و درنتيجه قيمت کم محصولات يارانه اي براي مصرف کننده و عدم انگيزه جهت صرفه جويي باعث افزايش ضايعات اينگونه محصولات مي شود.
به طور خلاصه مي توان گفت براي رسيدن به خودکفايي نسبي و ارزش افزوده بيشتر ، مسئله نوع برخورد با ضايعات و چگونگي کاهش آن، خيلي مهم است . کاهش ضايعات، طبيعت افزايش عرضه را دارد و دستيابي به آن ما را از عوامل توليد اضافي، بي نياز کرده يعني بدون داده اضافي، ستانده، حاصل مي گردد . با اعمال اين سياست، در بهره برداري از منابع طبيعي نيز صرفه جويي شده ومنابع غير قابل تجديد که در معرض تخريب قرار مي گيرد طي نظمي به سود پاسخگويي آيندگان استمرار مي يابد و متضمن توسعه پايدار در کشور خواهد بود.
2-4- عوامل زيستي و محيطي مؤثر بر ضايعات
عوامل زيستي مؤثر بر کاهش کيفيت محصولات کشاورزي شامل: سرعت تنفس، توليد اتيلن، سرعت تغيير ترکيبات که با تغيير رنگ، بافت، طعم و ارزش تغديهاي همراه است، آسيبهاي مکانيکي، تنش آبي، جوانه زني و ريشه‌زايي، نارسايي‌هاي فيزيولوژيکي و عوامل بيماري‌زا هستند و سرعت کاهش تنفس به عوامل محيطي شامل دما رطوبت نسبي، سرعت هوا، ترکيب اتمسفر( غلظت اکسيژن و دي اکسيد کربن) و کاربرد روشهاي ضد عفوني بستگي دارد (20).
2-5- عوامل ايجاد كننده ضايعات
پيش‌بيني مقدار ضايعات محصولات كشاورزي مشكل است زيرا عوامل اصلي توليد ضايعات مربوط به آسيبهاي فيزيكي و حمله ريزجانداران مي‌شود كه در عمل در سه مرحله پيش از برداشت، برداشت و پس از آن رخ مي‌دهد ولي بخش عمده ضايعات مربوط به مراحل برداشت و پس از آن ( تا مرحله مصرف) مي باشد كه دلايل اصلي توليد اين ضايعات در محصولات كشاورزي در زير شرح داده مي‌شود (13).
الف) ضايعاتي كه منشأ فيزيكي دارند و بر اثر آب و هواي نامطلوب مانند گرما يا سرماي بيش از حد يا ناكافي به وجود مي‌آيند. در بسياري موارد شرايط محيطي نامناسب سبب ضايع شدن محصول ذخيره شده مي‌گردد.
ب) عوامل فيزيولوژيكي كه موجب پيري محصول در طول مدت نگهداري در انبار مي‌شود و به علت واكنشهاي طبيعي يعني بيوشيميايي يا شيميايي به وجود مي‌آيد، در بسياري موارد فرآورده‌هاي نهايي و حد واسط اين واكنشها نا مطلوب بوده، موجب افزايش قابل توجه در افت ارزش غذايي محصولات كشاورزي مي‌شود.
ج) آسيبهايي كه منشأ‌ بيولوژيكي يا ميكروبيولوژيكي دارند و بوسيله حشرات، باكتري‌ها،‌ كپكها، مخمرها، ويروسها، جوندگان و ديگر حيوانات به وجود مي‌آيند.
د) آسيبهاي مكانيكي كه به علت نبود روشهاي مناسب در طول دوره برداشت، بسته‌بندي و حمل و نقل منجر به زخمهاي پوستي، خراش، شكستگي، فشردگي و لهيدگي محصول مي‌گردند به طوري كه مستعد فعاليت و رشد ريززنده‌ها مي‌شوند، جابه‌جايي نامناسب در زمان رساندن محصول به بازار موجب زخمي شدن و آسيبهاي مكانيكي شده مزاياي سرد كردن پس از برداشت را كاهش مي‌دهد از طرف ديگر بر اثر صدمه ديدن بافت سلولي فعاليت آنزيم‌ها تا حد زيادي افزايش يافته و محصول آسيب مي‌بيند. به طور كلي ضايعات پس از برداشت محصولات غير دانه‌اي در كشورهاي در حال توسعه در مرحله جابه‌جايي،‌ حمل و نقل، انبارداري و فرآوري و در محصولات دانه‌اي در مرحله خشك كردن و ذخيره سازي رخ مي‌دهد.
ه) ضايعات ناشي از عوامل اجتماعي و اقتصادي كه بر اثر عوامل زير به وجود مي‌آيند.

2-6- ضايعات ناشي از عوامل اجتماعي و اقتصادي
2-6-1- سياست‌گذاري‌‌ها
شامل شرايط سياسي خاصي مي‌شود كه در آن يك راه حل تكنولوژيكي كافي نيست يا براي به مرحله اجرا گذاشتن آن با مشكلاتي روبرو است. براي مثال نبود اطلاعات و برنامه‌ريزي ضعيف در رابطه با مديريت منابع انساني، اقتصادي و علمي از جمله اين موارد است كه سبب ضايعات غذايي مي‌گردد.
2-6-2- منابع
كمبود منابع انساني، اقتصادي و فن‌آوري جهت گسترش برنامه‌هاي مورد نياز براي جلوگيري يا كاهش ضايعات پس از برداشت مواد غذايي.
2-6-3- آموزشي
نبود اطلاعات كافي از اصول علمي مربوط به نگهداري، فرآيند، بسته‌بندي، حمل و نقل و توزيع محصولات غذايي.
2-6-4- خدماتي
ناكارآمدبودن سازمانها و نهادهاي تجاري دولتي يا خصوصي براي بازاريابي محصولات.
2-6-5- حمل و نقل
تجهيز نبودن وسايل حمل و نقل محصولات خام بويژه ميوه‌ها و سبزي‌ها به سيستم خنك كننده، موجب آسيب ديدن حجم زيادي از آنها مي‌شود (16).
2-7- فاکتورهاي اقتصادي اجتماعي موثر بر ضايعات
2-7-1- سيستم بازاريابي ناکافي
در بسياري از کشورهاي در حال توسعه، به دليل عدم وجود اطلاعات بازار و ارتباط لازم بين توليد کننده و خريدار، توليد کنندگان توانايي توليد مقدار محصول با کيفيت خوب را دارند ولي چون امکانات مورد نياز، مناسب، سريع و مرتبط براي رساندن اين محصولات به دست مصرف کننده را ندارند، ضايعات بسيار زيادي ايجاد ميشود. در مناطق توليد، تشويق به ايجاد تشکلهاي بازاريابي بين توليدکنندگان محصولات عمده، به خصوص در کشورهاي در حال توسعه، به علت کوچک بودن نسبي اندازه زمينها، لازم است، فوايد اين تشکلها به قرار زير است:
– ايجاد مناطق تجمع مرکزي براي محصول برداشت شده
– فروش عمده محصولات برداشت و بسته بندي شده
– توانايي تهيه محصولات براي فروش و انبار به مقدار زياد و در هنگام نياز
– تسهيل در حمل و نقل به بازارها
– عمل کردن به عنوان واحد فروشي مشترک براي اعضا
– هماهنگي براي برنامه فروش
– توزيع مساوي سود
لازم است ساير سيستمهاي توزيع محصولات مانند فروش مستقيم به مصرف کننده (کنار جاده، ايجاد بازار در شهرها و بازار محلي در حومه شهر) نيز تشويق شده و براي کاهش هزينه هاي حمل و نقل، توليد به مناطق پر جمعيت نزديک باشد. در بيشتر کشورهاي در حال توسعه، بازارهاي عمده فروشي به دليل مشکلاتي مانند فقدان تسهيلات لازم براي بارگذاري و بارگيري، عدم وجود سيستمهاي ضدعفوني، رساندن ميوهها، بستهبندي و انبار موقت توسعه نيافته اند و طرحهاي موجود براي بهتر شدن ساختار تسهيلات بازارهاي عمده فروشي، به دليل عوامل سياسي، اجتماعي به تعويق ميافتند.
2-7-2- ناکافي بودن تسهيلات حمل و نقل
در بيشتر کشورهاي در حال توسعه، براي حمل و نقل محصولات باغي، جاده‌هاي کافي و مناسب و تشکيلات حمل و نقل و ساير موارد مرتبط، به خصوص آنهايي که مناسب محصولات باغي تازه و فساد پذير هستند، هم براي بازار محلي و هم براي صادرات وجود ندارد و توليد کنندگان معمولأ قادر به داشتن تشکيلات حمل و نقل نيستند و در برخي از موارد هم که بازاريابان و همکارانشان اين تسهيلات را دارند، به دليل ضعف شرايط جاده‌اي کاري از دست آنها ساخته نيست.
2-7-3- قوانين و مقررات دولتي
نظارت هاي دولت، به خصوص براي قيمتهاي عمده و خرده فروشي محصولات کشاورزي، در کشورهاي مختلف متفاوت است و در بسياري از موارد کنترل قيمت در تقابل با توليد است. اگرچه اين مقررات به منظور حمايت از مصرف کننده است ولي مشوق سوء استفاده بوده و انگيزهاي را براي توليد محصول با کيفيت بالا و حفظ کيفيت پس از برداشت، ايجاد نميکند، از طرفي در صورتي که مقررات به طور مناسب حمايت شده و ضامن سلامتي عمومي و بهبود روشهاي انتقال و حمل باشد، براي مصرف کننده بسيار اهميت دارد.
2-7-4- در دسترس نبودن ابزار و تجهيزات
حتي اگر توليدکنندگان محصولات کشاورزي، نياز به استفاده از ابزار و لوازم خاص در برداشت و جا به جايي پس از برداشت داشته باشند، در بيشتر موارد در بازار محلي آنها را پيدا نخواهند کرد. اين مسئله در مورد ظروف، تجهيزات تميز کردن، واکس زدن، بسته بندي و سرد کردن صادق است و بيشتر اين ابزارها در محل توليد نميشوند و به مقدار کافي و مورد نياز تقاضاي مصرف وارد نميشوند. قوانين دولتي متفاوت در بعضي از کشورها، اجازه وارد کردن اين تجهيزات را به توليد کننده نميدهد و در



قیمت: تومان


پاسخ دهید