– انسجام ویکپارچگی: به این معنی که تمام سیستم های اجتماعی نیاز دارند که اجزای آنها از گسیختگی واز هم پاشیدگی حفظ شود .قسمت های مختلف یک سیستم باید با یکدیگر در ارتباط باشند .وابستگی متقابل آنها ،درک شده ونیاز به هماهنگی آنها ، برآورده گردد .
– مشروعیت :تمام سیستم های اجتماعی حق بقا دارند که محیط به آنها می دهد .در واقع سیستم اجتماعی هنگامی مشروع است که جامعه آن را پذیرفته و اعتقاد داشته باشد ادامه حیات آن سیستم ضروری است .
2-6-2الگوی رابینز10
استیفن رابینزبرای فرهنگ سازمانی ده ویژگی ذکر کرده است که معمولا تمامی سازمان ها دارای درجاتی از آنها در فرهنگ خود می باشند .(13)
خلاقیت فردی :میزان مسئولیت ،آزادی عمل واستقلالی که افراد درون یک سازمان دارا هستند را خلاقیت فردی گویند .این موضوع در سازمان های مختلف یکسان نیست مثلا در سازمان های که دارای گرایش سلسل مراتب شدید هستند روحیه خلاقیت ونوآوری ،پایین می باشد .
ریسک پذیری :میزانی که افراد تشویق می شوند تا ابتکار عمل خرج دهند ودست به کارهای مخاطره آمیز بزنند وبلند پروازی نمایند را ریسک پذیری گویند .سازمانی که در آن ،افراد آزادنه به قبول انجام امور سازمانی می پردازند وهمراه با پذیرش مخاطرات وتبعات آن،دست به انجام آنها می زنند ،حاکی از این است که سازمان دارای ارزش های فرهنگی قوی است وافراد آن از بلوغی روانی برخوردارند .
هدایت ورهبری : میزانی که سازمان ها اهداف وعملکردهای که انتظار می رود انجام شود ،مشخص می نمایند .هدف گذاری موثر ،همراه با راهنمایی وارائه بازخورد،منجر به عملکرد بهتر و رشد و پیشرفت کارکنان می شود .در سازمان های انسان گونه این ویژگی از اهمیت زیادی برخوردار است .
یکپارچگی و وحدت : میزان یا درجه ای که واحد های درون سازمان به روشی هماهنگ عمل می کند .یکپارچگی یا انسجام به معنی وجود توافق ،همکاری ،اتحاد وپیوستگی در بین گروه ها و واحد ها به منظور رسیدن به اهداف مشترک می باشد .
حمایت مدیریت :میزان یا درجه ای که مدیران با کارکنان خود ارتباط برقرار می کنند .آنها را یاری می دهند یا از آنها حمایت می کنند با توجه به اینکه یکی از وظایف مهم مدیران ،پرورش نیروی انسانی است این ویژگی بیان گر این است که تا چه حد در سازمان به نیروی انسانی و رشد و تعالی آن بها داده می شود .کنترل : تعداد قوانین ومقررات ومیزان سرپرستی مستقیم به مدیران بر رفتار افراد اعمال می کنند .این شاخص به بررسی قوانین ،دستورالعمل ها وسرپرستی مستقیم ونظارت بیرونی جهت کنترل رفتار فردی می پردازد .
هویت : میزان یا درجه ای که افراد ،کل سازمان معرف خود می داند وهویت به بررسب ویژگی های تعهد ،وفاداری ،دفاع از ارزش ها و ماندن در سازمان می پردازد .
سیستم پاداش: میزان یا درجه ای که شیوه تخصیص پاداش (یعنی افزایش حقوق وارتقای مقام) بر اساس شاخص های عملکرد کارکنان قرار دارند نه بر اساس سابقه خدمت ،پارتی بازی و از این قبیل نظام پاداش وتشویق در سازمان ،شکل دهنده میزان انگیزه کارکنان سازمان است
تحمل تعارض: میزان یا درجه ای که افراد تشویق می شوند پدیده تعارض را بسازند وپذیرای انتقاد های آشکار باشند .در بعضی سازمان ها ویژگی انتقاد پذیری در بین مدیران کم رنگ است وبه کارکنان فرصت اظهار نظر در مورد مسائل کاری داده نمی شود که باعث کاهش رضایت مندی کارکنان می شود .
الگوی ارتباط : میزان یا درجه ای که ارتباطات سازمان به سلسله مراتب اختیارات رسمی محدود می شود . هر یک از این ویژگی ها بر روی طیفی قرار می گیرند که دامنه آن از بسیار کم تا بسیار زیاد کشیده می شود که منعکس کننده نوع احساسات اعضا ،استنباط مشترک آنان ،شیوه انجام امور ونوع رفتار آنان است .این ویژگی های ده گانه هم ابعاد ساختاری وهم ابعاد رفتاری را در بر دارند .
2-6-3الگوی هفت sشرکت مشاوره ای مک کنزی11
این شرکت در طرح مفهوم فرهنگ سازمانی در مدیریت ،سهم بسزایی دارد.در دهه80 ،لااقل 5 کتاب پر فروش و معتبر درزمینه فرهنگ سازمانی به وسیله شرکت مک کنزی و با همکاری محققین بر جسته دانشگاه های معتبر امریکا نظیر هاروارد و استانفورد ارائه گردیده است.یکی از این نوشته ها،هفت عامل مهم را به عنوان عامل های فرهنگ سازمانی اثر بخشی معرفی می کند که هر کدام از این عوامل با حرفs شروع می شود.استراتژی،ساختار سازمانی و سیستم های رایج در سازمان که سه عامل سخت12 به شمار می اید،سبک مدیر،مهارت کارکنان ،بلاخره،هدف های حاکم نیز به عنوان عوامل نرم فرهنگ سازمانی محسوب می شود.این عوامل با تطابق همبستگی با هم قادرند،اثربخشی سازمان را تضمین کنند.
2-6-4مدل پیترز و واترمن13
این دومحقق به مطالعات گسترده های در مورد شرکت هایی که دارای سوابق و عملکرد و بر جسته بودند پرداختند که این تحقیق ،نظریات جدیدی در زمینه فرهنگ سازمانی و ارتباط اثر بخشی سازمان ارائه نمود.آنها ویژگی های فرهنگی سازمان های موفق را به صورت زیر مشخص کردند.التزام به عمل – بها دادن به ارباب رجوع و مشتری- خود گردانی و کارآفرینی- بهرهوری از طریق انسانی – تبحر و چیرگی در مدیریت- اقدام به امور مرتبط با تجربه و مهارت- ستاد اداری کوچک – استفاده مناسب و مقتضی از ساختار مکانیکی وارگانیکی . بررسی و تحلیل پیترزو واترمن به سرعت به ارزشهای فرهنگی که به اتخاذ رویه مدیریتی موفق منجر خواهد شد،مبدل گشت.آنها نظریات خود را در زمینه رمز موفقیت سازمان های بزرگ در کتاب خود و تحت عنوان در جستجوی کمال به چاپ رساندند. (7).
2-6-5الگوی کرت لوین14
طی بررسی که توسط کرت لوین انجام شده با تمرکز بر شیوه یا سبک مدیریت چنین نتیجه گیری نموده است که یک فضای انسان مدارانه منجر به سطح بالائی از عملکرد و رضایتمندی خواهد بود.شاخص هائی که کرت لوین در مطالعه خود مورد بررسی قرار داده است عبارتند از: فرایند های رهبری، انگیزش،ارتباطات،تصمیم گیری،هدف گذاری،تعامل،کنترل.(36)
2-6-6الگوی دیویس15
دیویس شاخص های زیر را برای فرهنگ سازمانی بر می شمرد:( هویت- معیارهای پاداش – کنترل زیاد وکم – تاکید بر رضایت افراد – تاکید بر هدف یا وسیله – ریسک پذیری – هماهنگی واحد های مختلف سازمان – تاکید بر منافع فردی یا جمعی – میزان تحمل تعارض و اختلاف سلیقه وانتقاد پذیری وجود نگرش سیستمی .
2-6-7الگوی ویلیام اوچی 16
ویلیام اوچی یکی دیگر از محققین شرکت مشاوره ای مکنزی،تئوری z خود را با یک الگوئی مقایسه ای از دو فرهنگ سازمانی مختلف: فرهنگ سازمانی ژاپنی ، فرهنگ سازمانی امریکائی ارائه داده است. او نیز عوامل هفت گانه ای را به عنوان ضوابط مطالعه و مقایسه در نظر گرفته و به شرح زیر مطرح نموده است)2)
تعهد نسبت به کارکنان در سازمان – سیستم اتخاذ تصمیم در سازمان – نظام کنترل در سازمان- مسیر خدمتی کارکنان – سیستم ارزشیابی سازمان – مسئولیت کارکنان
ادگارشاین17 برخی از معانی متداول فرهنگ را به شرح ذیل بیان می کند:
1- نظم قابل مشاهده در رفتار، البته هنگامی که افراد رابطه متقابل (تعامل) با هم دارند.
2- هنجارهائی که در گروه های کاری به وجود می آید.
3- ارزش های رایج و پذیرفته شده به وسیله یک سازمان، مانند کیفیت محصول یا پیشرو در قیمت.
4- فلسفه ای که نوع سیاست سازمان در مورد کارکنان و یا مشتریان تعیین میکند.
5-قواعد بازی برای این که بتوان خود را با یک سازمان وفق داد. قواعدی را که یک فرد تازه استخدام باید بیاموزد تا مورد قبول اعضای سازمان واقع شود.
6-احساس یا جو حاکم بر سازمان، ناشی از نمای فیزیکی و شیوه ای که اعضای سازمان با مشتریان یا سایر افراد افرادخارجی رابطه بر قرار می کنند.(6)
گل کهن18 پس از بررسی صد ها تعریف متفاوت فرهنگ را اینگونه تعریف میکند: فرهنگ که در برگیرنده الگوی رفتاری است که توسط سمبل هاو به شیوه نهادی کسب و منتقل می شود و شامل عمده ترین دستاوردهای گروه های انسانی است و در کارهای سنتی نیز تجسم می یابد. همچنین فرهنگ شامل مجموعه ای از آداب ورسوم و اندیشه ها و ارزش های وابسته به آنهاست که از جهاتی می تواند نتیجه اعمال و رفتار انسان و از جهاتی عاملی برای شکل دادن به اعمال انسان تلقی گردد .(30)
به بیان سمئر19 جامعه شناس آمریکائی ،فرهنگ مجموعه آداب ورسوم و سنت ها و نهادهای اجتماعی است.اسپنسر20 در کتاب اصول جامعه شناسی خود از فرهنگ به عنوان محیط فوق جسمانی انسان یاد می کردو در صد جدا ساختن فرهنگ از عوامل جسمانی و طبیعی بود. ولی اعتقاد داشت که محیط جسمانی خاص انسان است در حالی که انسان از لحاظ دو محیط دیگر (طبیعی وجسمانی) با حیوان دارای وجه مشترک است. (6)
از تعاریف فوق یک وجه مشترکی را می توان یافت و آن وجود یک سلسله از باورها و اعتقادات عجین شده در انسان است. که ضمیر نا خود اگاه او هدایت می کند و به قول ادگار شاین در سه لایه مصنوعات و ابداعات ،ارزش ها ومفروضات اساسی وجود انسان را اشغال کرده است.
جدول(2-1) زیر خلاصه ای است از تعاریف فرهنگ و ارائه کنندگان آن
تعریفمنبع- یک نظام اعتقادی که بین افراد جامعه مشترک است .
– ارزش های قوی که بطور گسترده مشترک است .
– کاری که ما در جامعه انجام می دهیم .
– برنامه ریزی جمعی ذهن .
– برداشت های جمعی .
– مجموعه ای از باورهای مشترک ودائم که از طریق ابزارهای متنوع نمادی منتقل می شود ودر زندگی افراد ایجاد معنی ومفهوم می کند .
– یک سلسله از ارزش های مشترک ومسلط وهم بسته ای که با مفاهیم نمادی چون داستان ها را اسطوره ها تکیه کلام ها وضرب المثل ها منتقل می شود .
– الگوی مفروضات اساسی که یک گروه معین ابداع وکشف می کند ویا ارائه می دهد تا بیاموزد که از عهده مسائل انطباق خارجی ویکپارچگی داخلی برآید
– پرورش،اصلاح،تصفیه،علایق،هیجانات،سلیقه ورفتار که منجر به ایجاد اندیشه های نو ،رفتار نو وکردار نو نیز می شود .
– دانش،ادب،علم ،معرفت،تعلیم وتربیت وآثارعلمی وادبی یک قوم یا ملت.
– الگوی اندیشه ورفتار j.c.sender
c.o.reilly
t.e.deal&
a.a.lcenndy
g.hofstede
j.van mannem
j.m.kouzes
&b.z.psoner

t. peters
r.ll.waterman
e.h.schien
فرهنگ بزرگ وبسته
فرهنگ فارسی عمید
r.benedict2-7ویژگی های فرهنگ
1- فرهنگ اکتسابی است .اعضای هر جامعه ارزش ها وعوامل فرهنگی جامعه خود را می آموزد ولذا فرهنگ صرفا دارای خصوصیتی ذاتی وغریزی نیست .
2- فرهنگ هویت دهنده است .فرهنگ یک کشور ،هویت آن کشور است ، انسان بریده از فرهنگ وتاریخ خویش .انسانی یتیم است وچنین انسانی البته خواه وناخواه شکاری است برای همه وصیدی است برای هر صیاد
3- فرهنگ قابل انتقال است .انسان ها آموخته ها ودستاوردهای خود را به نسل های بعدی منتقل می کنند .
4- فرهنگ مصونیت آور است .فرهنگ انسان را قدرت وغنا می بخشد تا در عالم تزاحمات وتعارضات توانایی ادراک وانتخاب را داشته باشد . فرهنگ قدرت تصمیم گیری را در انسان افزایش می دهد و در مواجه با آنچه که ضد فرهنگ است مصونیت پیدا می کند .
5- فرهنگ تحویل پذیر است .فرهنگ نمی تواند در حالت انجماد وایستایی بماند وباید ریشه در اعماق گذشته های دور ونزدیک داشته باشد ودر عین حال در فضای لاینتناهی حال وآینده شاخ وبرگ بگستراند وتوان استقبال والهام از آینده را نیز داشته باشد .
6- فرهنگ تامین کننده نیاز های اساسی است .فرهنگ هر ملتی جوابگویی بسیاری از نیازهای روانی ،مذهبی ،زیستی واجتماعی آن ملت است و در صورتی پایدار می ماند که بتواند این نیازها را برآورد ورضایت افراد جامعه را به همراه داشته باشد .
2-8تعریف فرهنگ سازمانی
تا کنون تعاریف متعددی از فرهنگ سازمانی عنوان گردیده است . درواقع تعریف فرهنگ سازمانی در قالب مشخصی امکان پذیر نیست یعنی تعریفی که بطور عام مورد پذیرش واقع شده باشد وجود ندارد . فرهنگ سازمانی در سیستم اعتقادی سازمان آشکار شده وبه تناوب از طریق زبان،نمادها وآداب ورسوم که منعکس کننده رفتار ناشی از یک سیستم اعتقادی می باشد بیان می گردد .فرهنگ سازمانی از یک سو پیوند دهنده اجزای داخل سازمان واز سوی دیگر عامل تفکیک کننده هر سازمان از دیگر سازمان ها است .(38)اکثر مشکلات در خصوص مطالعات فرهنگ سازمانی ناشی از عدم توافق در مورد تعریف آن است .که در نتیجه بین مطالعات مختلف برخورد پیش می آید .بنابراین با توجه به اهمیت وضرورت ارائه تعریفی مشخص از فرهنگ سازمانی به برخی تعاریفی که ازسوی صاحب نظران عنوان شده است اشاره می کنیم . فرهنگ سازمانی را می توان تلاش دیگری برای رسیدن به احساس،معنی ،خصوصیت یا تصویر یک سازمان دانست که شامل بسیاری از مفاهیم اولیه سازمان غیر رسمی ،هنجارها .ارزش ها ، ایدئولوژی وسیستم های آشکار شده می باشد .آنچه که صورت بندی حاضر را به عنوان فرهنگ سازمانی مشخص می کند اساس انسان شناسانه آن است .(6)
موریس21 فرهنگ سازمانی را الگوی منحصر به فرد از مفروضات ، ارزش ها و هنجارهای مشترک فعالیت های جامعه پذیری می داند وزبان ، سمبل ها وعملیات سازمان را شکل می دهد . (14)فرهنگ سازمانی شامل اعتقادات مشترک افراد سازمانی درباره چگونگی انجام چیزها اولویت ها است .برخی دیگر از محققین پیشنهاد می کنند که فرهنگ سازمان کلید فهم واثر بخش تر در سازمان ها می باشد وعده دیگر هم مانند براون، بریمن وپتی گرو ،اثر بخشی وکارایی را در سازمان ها به عوامل متفاوت و دلایلی به غیر از فرهنگ سازمانی نسبت می دهند .در تحقیقی که در سال1996توسط جیمز ویز در دانشگاه ویندسر کانادا انجام گرفت وهدف این تحقیق پژوهش وکشف ارتباط های بود که میان رهبری مبادلاتی (توسط سوالاتی در مورد رفتار رهبری وفرهنگ سازمانی اندازه گیری می شد )وتاثیرات سازماندهی در برنامه های تفریحی کنفرانسهای آمریکایی میانه وبیگ تن بود .در هر صورت هیچ سبک رهبری خاص بین رهبری مبادلاتی وتاثیرات سازماندهی آشکار نشد . بلکه یک ارتباط خاص بین قدرت فرهنگ سازماندهی وتاثیرات سازماندهی کشف شد .

تعاریف فرهنگ سازمانی از دیدگاه تنی چند از صاحب نظران مدیریت
1- پیترز و واترمن : یک سلسله از ارزش های مشترک مسلط وهمبسته ای که با مفاهیم مادی چون داستان ها ،اسطوره ها تکیه کلام ها وضرب المثل ها منتقل می شود .
2- گوردون : نظامی از فرضیات وارزش های سازمان که بطور گسترده رعایت می شود وبه الگوی رفتاری خاص منجر می گردد .
3- ویلیام اوچی : یک سلسله نهاد ها ،تشریفات واسطوره ها که منتقل کننده ارزش ها وباورهای اساسی آن سازمان به کارکنانش می باشد
4- چارلز اورایلی: یک نظام ونظارت اجتماعی وبالقوه که در برابر نظام نظارت رسمی قرار دارد .
5- دیل وکندی : روش های انجام کارها در سازمان بر اساس ارزش های اساسی کالم .
6- رابینز : ادراک تقریبا یکسانی از سازمان که در همه اعضایی سازمان وجود دارد .
7- اسپندر : باوری که هر یک از اعضا در آن سهم دارند .
یکی از جالب ترین تعاریفی که شاید دربرگیرنده بسیارباز تعاریف دیگر هم باشد توسط شاین ارائه شده است .فرهنگ سازمانی الگویی است از پیش فرض های بنیادینی که گروهی خاص در راه حل مشکلات برای انطباق خود با محیط ودستیابی به یکپارچگی وانسجام خلق،کشف یا ایجاد کرده است این الگو در مسیر حرکت این گروه اعتبار یافته وثابت کرده که سودمند وکارساز است در نتیجه به عنوان شیوه درست ادراک کردن ،تفکر ،احساس ورفتار انتقال می یابد . بدین ترتیب فرهنگ در مقابله با مشکلات آموخته می شود .
2-9عناصر ومولفه های فرهنگ سازمانی
1-نوآوری :میزان مسئولیت ،استقلال وفرصت های که افراد برای اعمال خلاقیت در سازمان دارند .
2-ریسک پذیری :در حد ومیزانی که کارکنان به فعال بودن ، نوآوری ومخاطره پذیری تشویق می شوند .
3-هدایت ورهبری :میزان ایجاد مقاصد صریح وانتظارات عملکرد صحیح توسط سازمان .
4-یکپارچگی وانسجام : میزان ترغیب واحد ها به عمل کردن در قالب و روشی هماهنگ در درون سازمان .5-حمایت : میزان ارائه ارتباطات روشن ،مساعدت وحمایت مدیران نسبت به زیر دستان
6-کنترل :میزان قوانین ومقررات ومیزان سرپرستی مستقیمی که برای نظارت وکنترل رفتار کارکنان مورد استفاده قرار می گیرد .
7-هویت : درجه ومیزانی که اعضا نسبت به سازمان به عنوان کل ،تعیین هویت می کنند تا به گروه کار خاص یا زمینه تخصص حرفه ای خود .
8-سیستم پاداش : میزان تخصیص پاداش ها به جای آن که بر مبنای ارشدیت وطرفداری بی جهت باشد .بر اساس معیار عملکرد کارکنان باشد .
9-تعارض : در حد ومیزانی که کارکنان برای بیان ونشان دادن تضاد ها وانتقادات آزاد هستند .
10-الگوهای ارتباطات : میزان محدود شدن ارتباطات به سلسله مراتب رسمی .
2-10ویژگی های فرهنگ سازمانی
فرهنگ برای سازمان همانند شخصیت برای انسان است ،پدیده ای که زمینه های فکری را متحد کرده وبه امور معنی وجهت می دهد وافراد را به حرکت وا می دارد .(45)پتینگر22 ویژگی هایی را برای فرهنگ سازمانی ارائه نموده است که به قرار زیر است(58) .
– آموختنی است ؛ تا اینکه ارثی باشند .
– مشترک است ؛اعضایی گروه ها وسازمانها در فرهنگ مشترک هستند .
– مستمر است ؛دائما در حال توسعه است واز یک مرحله به مرحله دیگر حرکت می کند .
– نمادین است ؛ استفاده از چیزی برای نشان دادن چیز دیگر .
– یکپارچه است؛ تغییر در یک حیطه به تغییر در حیطه دیگر می انجامد .
– سازگار است ؛بر اساس کیفیت وسازگاری خلاقیت،نوآوری وابداع افراد با توجه به مقتضیات محیط وزمان .
– با قاعده است ؛افراد از طریق به کار بردن زبان مشترک وپذیرش شکل های از رفتار با یکدیگر در تعامل قرار می گیرند .
– هنجاری است ؛دارای استاندارهای مشخص رفتاری است .
– دارای ارزش های برجسته است ؛حمایت شده توسط سازمان و مورد انتظار کارکنان است .
– دارای مبانی فلسفی است؛سیاست های پیرامون عقاید واستاندارد های عملکرد ونگرش ها ورفتار دارد .
– قانونمند است ؛تابع قوانین رسمی که در قانون تاسیس سازمان فهرست می شوند وقوانین غیر رسمی که بر تعامل رفتار در کارهایی روزمره حاکم می باشد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

– جو سازی به وسیله محیط؛فضایی فیزیکی ،روش های تعامل کارکنان با یکدیگر وارتباطات سازمان با محیط خارجی ایجاد می شود .
2-11سطوح فرهنگ سازمانی
فرهنگ سازمانی دارای سه سطح مهم می باشد (42)
سطح اول: سطح فوقانی فرهنگ سازمانی است که فرهنگ قابل مشاهده می باشد وشامل الگوهای قابل شنیدن ودیدن از رفتار، تکنولوژیی هنر است .
سطح دوم: سطح میانی فرهنگ سازمانی است که دارای ارزش های مشترک می باشد وتعامل هنجارها ،باورها ارزش ها ونگرش هاست .
سطح سوم: سطح تحتانی فرهنگ سازمانی است که شامل عقاید مفروضات افراد می باشد و بر رفتار آنها تاثیر می گذارد .(54)
فرهنگ قابل مشاهدهobservable culture ارزش های مشترکshared values مفروضات اساسی common assumptions با توجه به این سه سطح ،فرهنگ سازمانی الگویی از مفروضات بنیادی است که براثر اندوختن تجربه از دشواریهای سازگاری بیرونی ویکپارچگی درونی از سوی گروهی معین آفریده کشف یا پرورده شده است . این الگوچنان به خوبی بکار برده شده است که آن را در پیوند با دشواری ها معتبر دانسته و در نتیجه آن را به عنوان شیوه درست ادراک کردن ،اندیشیدن واحساس کردن به اعضای جدید گروه می آموزند .(21)
2-12عوامل موثر در پیدایش فرهنگ سازمانی
پلانکت23 معتقد است که اگر چه هر سازمان عناصر ویژه ای را برای فرهنگ ارتقا می دهد ولی در اکثر سازمان ها هفت عامل به عنوان عوامل شکل دهنده فرهنگ می باشد .
1- فرایند های کلیدی سازمان
در هرسازمانی افراد فرایند های را برای جمع آوری اطلاعات ،ارتباطات تصمیم گیری سرپرستی وتولید کالا وارائه خدمات به کار می برند که این فرایند ها توسط عوامل دیگر تحت تاثیر قرار گرفته یا بر آنها تاثیر می گذارد .
2- ائتلاف برجسته
فرهنگ یک سازمان عموما به وسیله یکپارچگی اهداف ،استراتژی وروابط افراد ومدیریت تحت تاثیر قرار می گیرد .
3- کارمندان وسایر وسایل ملموس

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید