محدودیت های پژوهش93
منابع و مآ خذ:94
الف)فارسی94
ب)لاتینی98

فصل اول
کلیات پژوهش

مقدمه
امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق در نظام آموزش عالی و تغییر در سیاست ها و برنامه ریزی های آموزشی ، بسیاری از اساتید در رویارویی با مسایل و مشکلات آموزشی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و از روش های قدیم و مهارت سنتی و انفرادی برای اداره ی کلاس خود استفاده می کنند . همین امر باعث کندی فرایند یاددهی ویادگیری و آسیب پذیری امر آموزش شده است.
تحقیقات بی شماری نشان داده است که بسیاری از مشکلات اخلاقی و اجتماعی دانشجویان ما حاکی از جذاب نبودن محیط دانشگاه و کشمکش های این گونه دانشجویان با اساتید و افت تحصیلی آنان بوده است. لذا وجود مدیریت کارآمد و ایجاد شرایط لازم برای تسهیل در امر یادگیری در کلاس درس که مطابق نیازها و ویژگی های دانشجویان باشد، لازمه ی جامعه امروز و راهگشای بسیاری از مشکلات دانشجویان می باشد(سلیمانی،1381).
اساتید باید بدانند که هر دانشجو ویژگی خاص خود را دارد و این استاد است که با هنر ، ذوق وسلیقه خود با اتخاذ روش صحیح و در نظر گرفتن تفاوت های فردی آنان درس را آن چنان لذت بخش و محیط کلاس را آن گونه شاداب و با طراوت ترسیم می نماید که فرصت بی نظمی به دانشجویان خود نمیدهد. امروز دیگر اساتید با روش های قدیمی و کلاسیک نمی توانند روح جست و گر دانشجویان را اقناع سازند ، بلکه نیازمند مهارت های مدیریتی مبتنی بر اصول روان شناسی یادگیری به شیوه های علمی و تدریس پویا و فعال می باشند(سلیمانی،1381).
این که خلاقیت ، فطری و موروثی است یا اکتسابی ، و اگر اکتسابی چگونه می توان آن را آموزش داد و در پرورش آن چه تکنیک ها و روش هایی را به کار برد، موضوع بررسی های مختلفی بوده است. محققین در این زمینه می گویند ؛ مدتی پیش ، عده ی زیادی از محققان عقیده داشتند که خلاقیت ، امری فطری و موروثی است . خوشبختانه بر اثر تحقیقات علمی دامنه داری که در زمینه خلاقیت انجام شده است و نتایجی که از آنها به دست آمده است ، عقاید در حال تغییر است . اکنون معلوم شده است که استعداد خلاقیت در همه انسان ها با شدت و ضعف مختلف وجود دارد و می توان آن را بر اثر آموزش ، رشد وگسترش داد و شکوفا کرد (اسکوئیلر وهمکاران، 1372، ص 124 و 125 ).
همه ی ما توانایی و ظرفیت خلاقیت راداریم ولی می آموزیم که خلاق نباشیم به عبارت دیگر تجاربی که در خانه و محیط کسب می کنیم و آموزشی که در دانشگاه ها وموسسات آموزش عالی می بینیم ما را به تفکر هم گرا و زندگی متداول عادت می دهد. به این ترتیب در صورت رویارویی با هر پدیده ی جدید ، سعی می کنیم که آن را در قالب های سنتی جای دهیم و با آ نچه در گذشته آموخته ایم مربوط سازیم. در صورتی که اگر خلاقانه بیندیشیم ، پدیده های جدید را با دید نو بررسی می کنیم و سعی می کنیم که در صورت لزوم ، چارچوب های قدیم را در هم بشکنیم و چارچوب های کاملاً جدیدی را جانشین آنها کنیم (سام خانیان،1384،ص130).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در نظام های کنونی آموزش عالی ، متأسفانه تفکر هم گرا محور واساس کار است و تفکر واگرا، نه تنها مورد عنایت نیست ، بلکه اغلب تضعیف هم می شود . در نتیجه وقتی که دانشجو به بازار کار وارد می شود، خلاقیتی در خود احساس نمی کندو قالب های فکری او نیز که همان شکل هم گرا در آمده اند دیگر قابل تغییر نیستند و یا دست کم تغییر آنها بسیار مشکل است(سام خانیان،1384،ص131).
در پژوهش حاضر سعی بر این است که رابطه ی بین روش های تدریس فعال و میزان خلاقیت دانشجویان پسر دانشکده ی کشاورزی ابوریحان پاکدشت مورد بررسی قرار گیرد.

بیان مسئله
اساتید با به کار گیری روش های صحیح تدریس، موظفند انتظارات دانشجویان، خانواده ها ، کارفرمایان و سایر مشتریان نظام آموزش عالی را با موفقیت بر آورده سازند. برای تحقق این ضرورت ها مسئله ی اصلی روش های تدریس فعال در کلاس درس می باشد.
عضو هیات علمی موفق و اثربخش کسی است که کلاس درس را به گونه ای آماده سازد که پاسخ گوی تمامی چالش ها در طول تدریس خود باشد. استاد باید توانایی های خود را بشناسد ، روش تدریس خود را ارزیابی کند ، اگر قدیمی و کهنه است روش تدریس پویا و زنده ای را در پیش گیرد، روحیه ی خلاقیت و نو آوری را در نهاد دانشجویان شکوفا نماید و حرفه ی استادی خود را نه به عنوان تدریس صرف بلکه برای ایجاد تغییر و تحول در فراگیران پندارد.روش های بر خورد با مشکلات کلاس درس را شناسایی کند و راهبردی را اتخاذ نماید که که فرایند یاددهی- یادگیری را مختل نسازد و مشکلات جزیی کلاس او به مشکلات کلی و وخیم تبدبل نشود و هم چنین دانش آموختگان کلاس درس او مسائل آموزشی و مشکلات رفتاری خود را در محیطی آرام و سرشار از محبت و غیر تهدید آمیز حل نمایند( سجادی، 1373).
دانشجویان از میان ترکیب و ویژگی های انتزاعی و دور از ذهن شخصیت استاد دلایلی برای دوست داشتن یا نداشتن او می یابند . به هر حال آن چه که به استاد یاری می دهد تا کلاس موفق و اثربخشی داشته باشد از یک جهت به شناخت استاد از نقشه های خود درامر تدریس مربوط است و از طرف دیگر به آگاهی ایشان از روندهای علمی نهفته در امر مدیریت کلاس درس بستگی دارد ( سجادی، 1373).
یکی از کارهای مهم لازم برای آموزش خلاقیت در دانشجویان ، تغییر در روش کار استاد و انتظارات نظام آموزش عالی از دانشجویان است. باید مقداری از وقت کلاس را به مواردی اختصاص داد که به خلاقیت مربوط می شوند . البته این کار را نمی توان با اختصاص یک یا دو ساعت در هفته به آموزش خلاقیت انجام داد ، بلکه باید نحوه ی تفکر واگرا را در تمام شئون آموزش عالی وارد کرد ؛یعنی در تدریس وآموزش علاوه بر تفکر هم گرا، تفکر واگرا نیز مد نظر استاد یا مدرس باشد( سام خانیان،1384،ص132).
اساتید باید سعی کنند کلاس را از حالت قالبی و خشک آن خارج کنندو اعتماد به نفس ، نو آوری ،آزاد اندیشی ونظایر آن را در دانشجویان،پرورش دهد.باید به دانشجویان یاد دهندکه مطالب کتاب های درسی الزاماً صد درصد صحیح و غیر قابل تغییر نیستندو هر عقیده یا نظریه ی جدیدی که بهتر از عقاید قبلی باشد می تواند جای آن را بگیرد.
از این رو در پژوهش حاضر بر آنیم تا به بررسی رابطه ی بین روش های تدریس فعال و میزان خلاقیت دانشجویان پسر دانشکده ی کشاورزی ابوریحان پاکدشت بپردازیم. و ببینیم که آیا بین روش های تدریس فعال و و میزان خلاقیت دانشجویان رابطه وجود داردیا نه ؟ واگر رابطه وجود دارد این رابطه معنادار است یا نه؟

اهمیت و ضرورت تحقیق
این بخش شامل اهمیت و ضرورت نظری و اهمیت و ضرورت کاربردی است.
اهمیت و ضرورت نظری
پژوهش حاضر به توسعه چارچوب نظری حوزه تدریس (روش های تدریس )و خلاقیت کمک می کند.
اهمیت و ضرورت کاربردی
1-پژوهش حاضر به آشنا ساختن بیشتر اساتید با روشهای تدریس فعال کمک می کند.
2-پژوهش حاضر به ضرورت انطباق موضوع های درسی از نظر زمان و محتوا و روش های تدریس کار آمد کمک می کند.
3-پزوهش حاضر به وجود نظام ارزشیابی متناسب با شیوه های تدریس فعال برای ارزیابی میزان یادگیری دانشجویان کمک می کند.
4-پژوهش حاضر به ضرورت توجه به نیازمندی های استاد برای تدریس کارآمد و خلاق کمک می کند.
5-پژوهش حاضر به روش های مدیریت کلاس درس مبتنی بر مشارکت دانشجویان که باعث بهبود و اثربخشی کیفیت کار استاد می شود، کمک می کند.
6-پژوهش حاضر به سیاست گذاری نظام آموزش عالی برای استاندارد کردن تعداد دانشجویان در کلاس ها و کاهش کثرت آن ها کمک می کند.
7-پژوهش حاضر به گزینش و جذب اساتید علاقه مند و توانا و با استعداد در مراکز تربیت مدرس کمک می کند.
8-پژوهش حاضر به بها دادن به مراکز تربیت مدرس دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و بهبود کیفیت آموزشی و حذف دروس نا مربوط و جایگزینی دروس ومهارت های تدریس کمک می کند.
9-پژوهش حاضر به توسعه توانایی ها و ویژگی های مدرسان در سطوح و رشته های متنوع آموزشی در حوزه ی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی کمک می کند.
10-پژوهش حاضر در توجه به اساتید مبتدی و آموزش آنان در بدو کار جهت استفاده از روش های تدریس فعال در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی کمک می کند.
اهداف تحقیق
هدف کلی
تعیین رابطه بین روش های تدریس فعال ومیزان خلاقیت دانشجویان
اهداف جزیی:
1-توصیف میزان کاربرد روش های تدریس فعال اساتید دانشکده ی کشاورزی ابوریحان پاکدشت
2-توصیف میزان خلاقیت دانشجویان پسر دانشکده ی کشاورزی ابوریحان پاکدشت
3-تعیین رابطه بین روش های تدریس فعال اساتید و میزان خلاقیت دانشجویان پسر دانشکده ی کشاورزی ابوریحان پاکدشت
سؤال های پژوهش
1- توزیع میزان کاربرد روش های تدریس فعال اساتید دانشکده ی کشاورزی ابوریحان پاکدشت چگونه است؟
2-توزیع میزان خلاقیت دانشجویان پسر دانشکده ی کشاورزی ابوریحان پاکدشت چگونه است؟
3- آیا بین روش های تدریس فعال اساتید و میزان خلاقیت دانشجویان پسر دانشکده ی کشاورزی ابوریحان پاکدشت رابطه معنادار وجود دارد؟
تعریف مفاهیم و اصطلاحات
تدریس
تدریس فعالیتی بین الاشخاصی و تعاملی است که مبتنی بر ارتباط کلامی و معطوف به یادگیری یا تغییر روش های رفتار کردن یک یا چند دانشجو یا فراگیر می باشد(موسی پور،1383)
خلاقیت
خلاقیت قدرت مرتبط ساختن امور به ظاهر نا مرتبط،تمثیل ها و استعاره ها و شیوه های مهم برانگیختن تفکر و ارتباط بخشیدن به همه ی انواع اطلاعات است.

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
بخش اول) خلاقیت
تعریف خلاقیت
“خلاقیت” واژه ای عربی است که ریشه آن “خلق” به معنی آفریدن است.در لغت نامه دهخدا خلاقیت،خلق کردن و به وجود آوردن است.و خلاق شخصی است که دارای عقاید نو باشد.
دانشمندان خلاقیت را با تعابیر متعددی بیان نموده اند به طوری که هر تعریفی بیان گر یکی از ابعاد مهم فراگرد خلاقیت است.
برخی از تعاریف خلاقیت ، ویژگی های افراد خلاق،برخی دیگر بر اساس فرآیند خلاق و تعاریف دیگر بر حسب محصول خلاق به خلاقیت نگریسته اند(حسینی،1378).
گلیفورد،خلاقیت را مجموعه ای از توانایی ها و خصیصه هایی می داند که موجب تفکر خلاق می شود.
مدنیک ، می گوید:خلاقیت عبارت است از شکل دادن به عناصر متداعی به صورت ترکیبات تازه است که با الزامات خاصی مطابق ، یا به شکلی مفید می باشد.
ورنون، معتقد است خلاقیت توانایی شخص در ایجاد ایده ها،نظریه ها،بینش ها،اشیای جدیدو بازسازی مجدد در علوم وسایر زمینه هاست که از نظر محققان، ابتکاری و از لحاظ علمی زیبایی شناسی ، فناوری و اجتماعی با ارزش قلمداد می گردد(ورنون،1989،ص93).
خلاقیت قدرت مرتبط ساختن امور به ظاهر نامرتبط،تمثیل ها،استعاره هاو شیوه های مهم برانگیختن تفکر و ارتباط بخشیدن به همه ی انواع اطلاعات است (گالاگر1 1935 به نقل از یوزباشی،1386).
به نظر بعضی از روان شناسان،خلاقیت ترکیبی است از قدرت ابتکار انعطاف پذیری وحساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازدخارج از نتایج تفکر نا معقول به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن رضایت شخصی و احتمالاً خشنودی دیگران خواهد بود(استرن برگ 1989).
متداول ترین بر داشت از خلاقیت عبارت است از این که فرد فکری نو ومتفاوت ارائه دهد. خلاقیت رامی توان با تولید یا خلق اثر نو ومتفاوت ارزیابی کرد.اما باید به خاطر داشت که هر خلاقیتی لزوماً منجر به تولید اثر قابل مشاهده نمی شود. به عنوان مثال در عالم تخیل ، کودک یا نو جوان چیز نو و متفاوتی را خلق می کند،اما آفرینش ذهنی او برای دیگران قابل مشاهده و بالطبع قابل ارزیابی و قضاوت نیست (افروز،1386).
تعاریف دیگری از خلاقیت نظیر دانستن مطالب نوین (سمپلز2،1990)،شگفت انگیز مؤثر عملی که شاخص یک امر خطیر و خلاق است(برونر3،1984).ترکیب ساختارهای نامرتبط قبلی به طریقی که به یک کل نو ظهور تبدیل شود( کاستر،1984)وتفکر واگرا در مسئله گشایی (گلیفورد،1986)در این راستا بیان شده است.
مایرز و وایز برگ تعریف ساده و روشنی از خلاقیت ارائه داده اند:
خلاقیت توانایی حل مسائلی است که فرد قبلاً حل آنها را نیاموخته است . به عبارت دیگر زمانی که فرد راه حل تازه ای را برای مسئله ای که با آن مواجه شده به کار ببرد خلاقیت شکل گرفته است (مایر1983؛وایزبرگ،1986،1995).
سیکزنتمی هالی می گوید: ما نمی توانیم به افرادو کارهای خلاق جدا از اجتماعی که در آن عمل می کنند بپردازیم . زیرا خلاقیت هرگز نتیجه عمل فرد به تنهایی نیست(سیکزنتمی هالی،1989).
آمابیل و همکارش در مصاحبه هایی که با 120 دانشمند در 20 رشته مختلف داشته اند به این نتیجه رسیده اند که عوامل محیطی در رشد خلاقیت تأثیر دارند.آمابیل می گوید:این یافته ها اهمیت اکولوژی را نشان می دهد و این که محیط عامل بر جسته تری از مسائل فردی است (آمابیل و همکارش،1988).
آزوبل نیز می گوید: خلاقیت یکی از مبهم ترین و مغشوش ترین اصطلاحات در روان شناسی و تعلیم و تربیت امروز است (آزوبل،1978).
ابهام اصطلاح خلاقیت مربوط به این می شود که یک مفهوم انتزاعی و تازه است.اما ابهام در مفهوم خلاقیت به معنی پیچیدگی خود جریان خلاقیت نیست زیرا خلاقیت را می توان به راحتی در زندگی روزانه حس کرد و آن را لمس نمود.
فروید معتقد است ،خلاقیت مخصوصاً خلاقیت هنری جایگزین بازی کودکی است. تلاشی که برای حل تعارض ناخود آگاه انجام می گیرد نیز ناشی از تجربه های کودکی است.به عبارتی نیازهای سر کوفته ی کودکی به صورت کار و هنر تجلی می یابد.
همچنین فروید معتقد است که فکر تازه به سبب بر خورد با تضاد ایجاد می شود و این همانند مکانیسم دفاعی است .در واقع خلاقیت نیز نوعی رفتار دفاعی است. یعنی فعالیت های هنری و عملی عبارت از تمایلات ارضا شده ای است که به شکل هدف عالی تر در آمده اند. پس فرد برای ارضاءسائقه های خاصی دست به خلاقیت می زند تا تعادلی که آن سائقه به هم زده را دوباره برگرداند(به نقل از باس و مانسفلید،1980).
تورنس4 در آموزش و اندازه گیری خلاقیت ، فعالیت کرده و دیدگاه عملی جدیدی در
خلاقیت تدوین کرده است . او توانایی های متعدد را زیر بنای خلاقیت می داند و به این نتیجه رسیده که خلاقیت شامل حساسیت نسبت به مسائل روانی و سیالی (توانایی داشتن تعداد وسیعی از انگاره ها )،انعطاف پذیری(توانایی ایجاد انگاره ها یا کاربرد انواع رویکرد ها)،اصیل بودن(توانایی ایجاد ایده های نو و بدیع و غیر متعارف)، پرداخت و بسط(توانایی گسترش یک متن با استفاده از جزئیات و توانایی تعریف مجدد ادراک به گونه ای متفاوت از شیوه های قدیم متعارف)است ( به نقل از یوزباشی،1386).
خلاقیت مستلزم بهره گیری از نوع خاصی از جریان فکری است ،چیزی که گلیفورد آن را تفکر واگرا نامید . تفکر واگرا ،تفکری است متفاوت از جریان های فکری مو جود. به عبارت دیگر فرد خلاق تمایل دارد مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند، ولو اینکه ظاهراً بیشتر از یک راه حل برای آن مسائل وجود نداشته باشد.
با عنایت به تعریف ها و تعبیرهای متعدد از خلاقیت می توان گفت ارائه تعریفی جامع و مانع از خلاقیت که همه ابعاد و کنشهای آن را شامل شود اگر غیر ممکن نباشد، فوق العاده مشکل است. خلاقیت یک اصطلاح کلی است و الزاماً یک رویداد یا کیفیت خاص را نشان نمی دهد. خلاقیت در واقع مجموع عوامل شخصی، فرایند و محصول است که در یک محیط اجتماعی در تعامل اند. هسته اصلی یا عامل مشترک در همه تعاریف خلاقیت « ایجاد چیز جدید و با ارزش است». بنابراین می توان گفت خلاقیت به معنای خلق کردن چیزی تازه و منحصر به فرد است که به گونه ای مناسب و مفید موجب حل یک مسئله، سؤال یا نیاز علمی، صنعتی و یا اجتماعی شود( پیر خایقی، 1383).
در هر حال باید در مطالعه پیرامون خلاقیت به دو نکته بسیار مهم توجه داشت:
اول اینکه خلاقیت می تواند خلق اشکال یا صورتهای جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد، در این صورت عمدتاً فکرها و ایده های گذشته اساس خلاقیت های تازه است.
دوم اینکه خلاقیت امری است انحصاری و حاصل تلاش فردی لزوماً یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست. لذا فردی ممکن است چیزی را خلق کند که قبلاً هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته است، اگرچه ممکن است آن چیز به صورتهای مشابه یا کاملاً یکسان قبلاً توسط شخص دیگری و در موقعیتهای خاصی خلق شده باشد.
انواع خلاقیت
خلاقیت می تواند در همه ی دوره ها و زمینه ها روی دهد. بر حسب موضوع ونوع حوزه انواع خلاقیت را می توان به شرح زیر دسته بندی نمود:(سام خانیان،1384).
1-خلاقیت علمی:خلاقیت در هر یک از رشته های علم را میتوان خلاقیت علمی نامید. کشفیات و نظریه های علمی مانند نظریه های علوم فیزیک، شیمی،روان شناسی ،اقتصادوغیره خلاقیت علمی محسوب می شوند.
2-خلاقیت فناورانه:خلاقیت فناورانه عبارت است ازخلق اندیشه ها و طرح های نو در جنبه های کاربردی علوم و یافتن راه های جدید حل مسائل فنی اعم از نرم افزاری و یا سخت افزاری می باشد.
3-خلاقیت صنعتی:منظور از خلاقیت صنعتی ،خلاقیت در جنبه های فن آوری سخت افزاری و نرم افزاری یک سازمان صنعتی می باشد.
4-خلاقیت هنری:خلاقیت هنری عبارت از خلاقیت در هر یک از رشته های هنری می باشد.
5-خلاقیت روزانه:خلاقیت روزانه خلاقیت هایی است که هر فرد همواره در زندگی روزمره ی خود برای حل مشکلات و پیشبرد امور روزانه ایجاد می نماید.
6-خلاقیت کودکان : منظور از خلاقیت کودکان رفتار های کلامی وعملی خلاقی است که کودکان به شکل های مختلف از خود بروز می دهند.
از خلاقیت طبقه بندی های دیگری نیز وجود دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1-در یک طبقه بندی کلی ،می توان گفت، خلاقیت در دو سطح انسانی و مکانیکی قابل بحث است ، در سطح نخست ، یعنی در سطح انسانی خلاقیت ، ساختارها و سازه های روان شناختی نظیر تفکر، هوش ، ادراک، احساس ، عاطفه،انگیزه و شخصیت را متأثر می سازد .سازوکار این تأثیر بدین نحو است که سطوح عملکرد هر یک از ساختار ها و سازه ها دچار تحول و تغییر می شود . خلاقیت ، تکرارها و عادت ها را می شکند و روح طراوت ، تازگی و تنوع را در آن می دهد . تنوعی که در غایت رو به سازندگی دارد.
در سطح دوم ،یعنی سطح مکانیکی، تفکر خلاق بر تنوع و تازگی محیط مکانیکی پیرامون انسان ها ، تمرکز دارد . به طوری که می توان گفت محور تفکر خلاق “ابتکار و نو آوری” در عرصه فن آوری های علمی و هنری است (پیر خایقی،1384).
2- در طبقه بندی دیگری که توسط میلگرام ارائه گردیده طبقات مختلف تفکر خلاق از وضوح آشکار تری بر خوردارند در این طبقه بندی به دو نوع خلاقیت اشاره شده است ،1- تفکر عمومی ابتکاری خلاق، 2-قریحه ویژه خلاق
الف ) تفکر عمومی ابتکار خلاق یک توانایی عمومی است که بوسیله آن فرد خلاق
ایده های تخیلی،زیرکانه،ظریف و تعجب انگیز تولید می کند. به عبارت دیگر تفکر عمومی ابتکاری خلاق شامل ارائه ایده های ابتکاری با کار بردی عمومی است . یعنی حوزه ی عمل آن، موضوعات عمومی در زندگی، شغل ، خانواده، تحصیل و … است که راه حل های ابتکاری آنها را از ذهن اکثر آدمیان بیرون می طراود.
ب)قریحه ویژه خلاق ، یک فکر کاملاً تخصص یافته است که به یک موضوع خاص ویژه علاقه نشان می دهد. قریحه ویژه خلاق در تمام افراد خلاق بروز نمی کند . به عبارت دیگر بر عکس تفکر عمومی ابتکاری که در اکثر انسان ها وجود دارد ، این نوع خلاقیت ویژه ی افراد بسیار خلاق است که به ویژه در یکی از علوم یا حوزه های انسانی تجربه کسب کرده اند و متخصص شده اند . در این سبک خلاقیت ،چیزی نو و جدید به جامعه بشری عرضه می شود که می توان آن را یک” آفرینش ، شاهکار و الگو” به شمار آورد (میلگرام،به نقل از پیرخایقی،1384).
3- آخرین طبقه بندی خلاقیت به تورنس مربوط می شود . تورنس در این طبقه بندی خود از خلاقیت به دو نوع تفکر خلاق اشاره می کند که عبارت است از : خلاقیت تصویری و خلاقیت کلامی
به نظر تورنس ، خلاقیت تصویری خود را در قالب محصولات تجسمی و نمایشی عرضه می کند . ساخته شدن انواع و اقسام فیلم های سینمایی ، تئاتر ، نمایشی طراحی ، کاریکاتور ، کار های حجمی نظیر سفال سازی، سفال گری و خلاصه هر موضوعی که بتواند خاصیت تصویری ، نمایشی و تجسمی پیدا کند ، قابلیت خلاقیت تصویری دارد.
در قالب کلامی ، قسم دیگری از خلاقیت بروز می کند . در این حالت ، تفکر خلاق خود را در قالب واژه ها ، جملات ، گفتار و مفاهیم خلاقه معرفی می کند . توانایی سخنوری و مباحثه ، شعر ،نویسندگی و تحریر ، توانایی بر قراری ارتباط با دیگران ، طنز گویی ، نظریه پردازی و مفهوم سازی از مهم ترین جلوه های خلاقیت کلامی هستند . بعد ها ، تورنس خلاقیت انگیزشی و حرکتی را نیز به مجمو عه انواع خلاقیت اضافه کرد .
در بعد انگیزشی ، خلاقیت بر ساختار های شخصیتی استوار است . بنابراین به خلاقیت شخصیت منجر می شود . در بعد حرکتی ، خلاقیت خود را در قالب حرکات و ریتم های بدنی نمایش می دهد. انجام حرکات خاص ورزشی ، رقص ،نواختن آلات موسیقی ،بازیگری و نظایر این ها از جمله خلاقیت بدنی-حرکتی هستند(تورنس،1972 به نقل از پبر خایقی، 1384).

ویژگی های افراد خلاق
گلیفورد معتقد است افراد خلاق ، انعطاف پذیر هستند و در ارائه راه حل و اندیشه بکر و بدیع ، آمادگی بسیار دارند(گلیفورد،1957).
گانچرو و پیترسن معتقدند افراد خلاق به استقلال و نا همنوایی تمایل دارند در مواردی که دستور هایی بر خلاف میل و اعتقادات خود دریافت کنند ، به سر پیچی از آنها تمایل نشان می دهند (کانچرو و پیترسن،1984).
ساعتچی می گوید:”افراد خلاق بیشتر به وسیله ی علایق درونی خود نسبت به کارهای خلاق بر انگیخته می شوند تا عوامل بیرونی نظیر شهرت ، پول و تأیید دیگران”(ساعتچی،1371).
حقیقی ویژگی های و خصوصیات افراد خلاق را به این صورت بیان می کند:(حقیقی،1380)
1-تیزهوش2-اندیشه ی عمیق
3-علاقه به مسائل علمی و فرهنگی4-غوطه ور در تفکرات و تخیلات خود
5-حساس نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی6-متکی به قضاوت خویش
7-شجاعت در ابراز عقیده8-انعطاف پذیر
9-علاقه به پرسش10-ریسک کننده
11-عدم خود آگاهی12-اهمیت به سر نوشت دیگران
13-استقلال طلبی14-ثبات عاطفی
15-اعتماد به نفس16-مسلط به غرایز خود
17-شخصیت رشد یافته تر 18-احساس مسؤلیت نسبت به خود و دیگران
19- فداکار20-اصالت ونو آوری در فکر و عمل
رضائیان، ویزگی های افراد خلاق را شامل موارد زیر می داند(رضائیان،1379 به نقل ازگری5):
1-مسائل و وضعیت های گوناگون را با دقت و به گونه ای می بینند که قبلاً به آن گونه به آن ها توجه نشده است .
2-دیدگاه ها و فکرها و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ارتباط می دهند و آن ها را با توجه به نقاط قوت وضعفشان بررسی و ارزیابی می کنند .
3-معمولاً برای حل هر مسئله ، چندین راه کار بدیع ارائه می کنند یعنی از سلامت فکر مطلوبی بر خوردار هستند.
4- تردید در مورد صحت پیش فرض هارا نیز نا روا می دانند، خود رابه راه و رسم عادت محدود نمی کنند و استقلال فکری دارند .
5- فی البداهه می توانند از نیروی حسی ، ذهنی و بینشی مدد بگیرند.

6- فراگرد های فکری و عملی را به نحوی” بسیار منعطف” به کار می گیرند.
استرن برگ، ویزگی های کودکان و دانش آموزان خلاق را که شامل ابعاد شناختی و انگیزشی است به صورت زیر توصیف نموده است:(استرن برگ6،1989)
1- هوشمندی (از نظر بهره ی هوشی حد اقل دو انحراف معیار بالاتر از میانگین قرار دارند)
2- برخورداری از قدرت تخیل فوق العاده 3-ابتکار واصالت
4-سلاست و روانی 5-انعطاف پذیری
6-صراحت و قاطعیت 7-پیرو یا همنوا نبودن
8- بر خورداری از تفکر منطقی 9- حساسیت نسبت به نو آوری ها
10-خود انضباطی 11 -بلند اندیشی(بر خورداری از افکار متعالی)
12-بازیگوشی و شوخ طبعی 13 -قضاوت مستقل
14-مورد سؤال قرار دادن ایده های موجود 15-نیاز به استقلال و خود مختاری 16-اعتماد به نفس 17- گریز از کانال بندی های مشخص ذهنی
18-آزاد اندیشی 19-پایداری در فعالیت های ذهنی
20-کنجکاوی 21 -متهور بودن
22-محبوب بودن در موقعیت های اجتماعی 23-بهره گیری از تصورات ذهنی متنوع
24-ترجیح دادن بازی ها و فعالیت های تخیلی به رویداد واقعی

فرآیند خلاقیت
والاس تقسیم بندی معروف از مراحل خلاقیت ارائه نموده است. این مراحل چهار گانه عبارتنداز:
1.آمادگی 2. نهفتگی 3. اشراق 4. اثبات
1.آمادگی
یک دانشمند یا هنرمند، قبل از خلق اثر خویش باید از ابعاد مختلف با زمینه کاری خویش آشنا باشد. مثلا برای ارائه ی یک نظریه ی تازه یا یک اثر هنری لازم است بر مقدمات آن کار مسلط باشد و از یک نوع آمادگی کلی در زمینه های مختلف برخوردار باشد.
علاوه بر این آمادگی عمومی یک نوع آمادگی خاص نیز ضرورت دارد. منظور از آمادگی خاص، بررسی، جستجو، مطالعه و جمع آوری مدارک درباره آن کار است. یکی از روش های مفید در این زمینه مطالعه عقاید و نظریات دیگران درباره ی آن موضوع است.
1. نهفتگی
در این مرحله ظاهراً نوعی توقف در کار دیده می شود و فرد هیچ گونه تلاشی برای رسیدن به نتیجه انجام نمی دهد. در این مرحله ممکن است حتی راجع به مسأله فکر هم نکنند.
دیده شده است بعضی از افراد خلاق مسأله ای را که روی آن کار می کردند به عمد کنار می گذارند وبه فعالیتی دیگر می پردازند تا برای حل مسأله آمادگی کافی بیابند.
2. اشراق

این مرحله در فرآیند خلاقیت جایگاه خاصی دارد، چون در این مرحله تفکر شکل گرفته و حل مساله روشن می شود. اغلب متفکران ظهور این مرحله را ناگهانی می دانند. فرد خلاق در طول کار طبیعتاً با موانعی برخورد می کند که کار را دچار وقفه می سازد و امکان هرگونه پیشرفت را از فرد سلب می کند ولی ناگهان موضوع روشن می گردد و فرد می تواند همه موانع را از سر راه بردارد.
مرحله اشراق توأم با جنبه های عاطفی است چون با تحقق مسأله ای که از آن جدا بوده است احساس لذت می کند و این امر خود انگیزه تلاش و کار را بیشتر می کند.
3. اثبات
در این مرحله فرد خلاق آنچه را به دست آورده است اعم از اختراع، اکتشاف یا نظریه تازه اش را مورد ارزیابی قرار می دهد، شواهد آن را دوباره می سنجد و آن را از لحاظ منطقی آزمایش می نماید. او همین طور می تواند از دیدگاه و قضاوت دیگران بهره مند شود، تا اثر خویش را تکمیل کند. در واقع اهمیت و ارزش کار تازه به وسیله بازبینی در این مرحله روشن می گردد.
اسبورن پیرامون فرایند تفکر خلاق، دیدگاه دیگری را مطرح می کند. او اعتقاد داشت فرآیند تفکر خلاق شامل سه مرحله اصلی و شش مرحله ی فرعی است. این مراحل عبارتنداز : (اسبورن، 1962)
1. حقیقت جویی: شامل تعریف مسأله و آماده سازی است.
2. ایده جویی: شامل ایجاد ایده ها و پروراندن ایده هاست.
3. حل مساله جویی: شامل ارزیابی و انتخاب است.
الگوی معروف اسبورن – پارتر براساس همین مراحل شکل گرفت. این الگو شامل پنج مرحله است که عبارتنداز : (اسبورن- پارتر، 1962)
1. حقیقت یابی: درباره ی مشکل اطلاعات لازم برای تعریف مسأله جمع آوری می شود.
2. مسأله یابی: بیان مسأله آن گونه که اصل قضیه را به خوبی روشن نماید.
3. ایده یابی: برای مسأله ایده های هرچه بیشتر جستجو می شود.
4. راه حل یابی: از بین ایده ها، بهترین راه حل ها انتخاب می شود.
5. پذیرش یابی: راه حل های انتخاب شده برای اجرا آماده می شود.
ایستن فرآیند خلاق را شامل سه مرحله می داند: (ایستن، 1974)
1. فرضیه سازی: این مرحله دو مرحله از مرحله والاس، و اشراق را در بر می گیرد.
2. آزمودن فرضیات: در این مرحله در واقع یک تجربه عمومی تبدیل می گردد و آنچه که ممکن است فرد خلاق با آن یکی شده بوده را بتواند از دور بنگرد.
3. انتقال نتایج: لازمه ی این امر، انعطاف در تفکر و توانایی نقش عوض کردن است.
موانع پرورش خلاقیت
در این بخش پیرامون عناوین از جمله، موانع ادراکی، موانع هیجانی، موانع فرهنگی و محیطی مدرسه و موانع بروز خلاقیت در کلاس درس مطالبی ارائه خواهدشد.
موانع ادراکی

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید